تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
آرد جو و خطمى و زَرْوَرد با گلاب ضماد نمايند . و در بارد ، نخستين به نضج كوشند حسب المادّه و خاكستر درخت انگور و سعد و اذخر و سنبل به سركه آميخته ، نيم‌گرم ضماد نمايند و اگر تليين حاجت آيد ، مغز فلوس در طبيخ زوفا بنوشانند . و در سوداوى ، صلابت لازم است و آن اگر بىحرارت بود ، روغن بيدانجير در مغز فلوس آميزند و سه روز بدهند كه نفع تمام دارد . و اگر مزمن شود ، قرص سنبل بايد داد .

فصل دوازدهم : در دُبَيْلَة المعدة .

هر گاه ماده به تحليل نرود و جمع شود و ريم گردد ، آن را بدين نام خوانند . پس اگر آماس گرم بوده باشد ، خراج نيز نامند . و نشان پختن مادهء معده ، علامت انفجار او همان است كه در ذات الجنب و ريه گذشت . علاج : چون ماده ردى به جمع آرد ، حُلْبَه و تخم مرو و بادام تلخ بكوبند و به روغن بيدانجير بسرشند و ضماد نمايند تا پخته شود و بعده اگر خود منفجر شود فبها و گر نه ، آب گرم نوشانند و دبيله را منغمز سازند تا بشكافد . و بعد انفجار ، شير و ماء العسل با جُلّاب شكر دهند تا پاك كند . و پس از پاك شدن ، كندر و دَمُ الاخَوين و جلنار و كهربا و گِل ارمنى بكوبند و بخورانند تا به كند .

فصل سيزدهم : در قروح و بثور معده .

نشان وى غلبهء درد است به تناول چيزى ترش و تيز . و فرق در آن كه در فم معده است يا در قعرش ، از محل درد ظاهر است . علاج : رگ زنند و بعده در ابتدا آنچه در ورم گذشت ، به كار برند و دوغ ترش گاو سياه با قدرى طباشير و گل سرخ و تخم حمّاض دهند كه مفيد است . و بثور متقيّحه را بدانچه در ورم گذشت از جلا ، بعده اندمال ، تدارك توان كرد . و هيچ گاه از تنقيه غفلت نبايد كرد ؛ گاهى منقّى دهند و گاهى مدمّل . و بهر تليين ، خيارشنبر با شيرهء كاسنى نافع است و اگر طبع نرم بود ، قرص طباشير قابض و پِست جو مفيد است .