مىداده باشند ، تا باشد كه از راه بول بر آيد يا از راه براز . پس هر گاه در بول بروز كند ، هر چه مثانه و گرده را بشويد ، دهند . و هر گاه در براز ظهور نمايد ، مليّن دهند . و اگر به هر دو جانب ميل كند و اين نادر بود ، گاهى مدرّ و گاهى مليّن دهند .
فصل نهم : در جمود الصدر ؛
يعنى افسرده شدن و كرخت شدن سينه . و اين را برد الصدر نيز گويند و از ملاقات مبرّدات خارجيه يا داخليه پديد آيد و نشان وى ، از عدم انبساط و انقباض سينه و تقدّم وصول برودت ، ظاهر است . علاج :
روغنهاى گرم بمالند و جُند آميخته و تكميد به طبيخ ادويهء گرم و تضميد بدان لازم دانند و حلتيت در شراب آميخته ، بنوشانند اندك اندك و حسوهاى مناسبه و ماء العسل غذا سازند .
انتباه : بدان كه شرب افيون و دخان اسرب كه وقت گداختن او مىشود نيز جمود الصدر مىآرد و تدبير وى ، استعمال مضادّ است و تكميد به طبيخ حشايش گرم ، نافع . و روغن زعفران در افيونى ماليدن ، سخت نافع و روغن قُسْط در اسربى ، بس مفيد . بالجمله ، وقت تذويب اسرب ، خود را از وصول دودش محترز دارند .