فصل هفتم : در اورامى كه در حُجُبْ و اغشيه بود
و معاليق و عضلات صدر و مايليها افتد . و بدانند كه هر ورمى از اين اعضاء ، به اعتبار محل و به اعتبار بساطت و تركيب ، به اسمى مخصوص است ؛ چنانچه ذكر يابد مطابق جمهور . اگر ورم در غشاء مستبطن اضلاع قُدّام يا در حجابى كه حاجز است در آلات غذا و آلات تنفس باشد ، ذات الجنب خالص گويند و ذات الجنب صحيح نامند . و هر چه عام بود به اغشيهء مستبطنه ، خانقه نامند خاصةً . و اگر در عضلهها كه فيما بين اضلاع واقعاند باشد ، ذات الجنب غير خالص و غير صحيح و ذات الجنب مغالطه گويند . و ورم غشاء مستظهر اضلاع را نيز به همين اسامى خوانند و اگر در حجابى كه در باطن اضلاع خلف است باشد ، شوصه نامند . و بعضى شوصهء صحيحهء ذات الجنب صحيح را نيز گويند . و اگر در حجابى كه ميان معده و كبد حايل است باشد ، برشام نامند و اين حجاب غير حجابى است كه در آلات غذا و آلات تنفس حاجز است و جمهور ، اين حجاب را ديافرغما خوانند و بعضى متعرض فى المعدة و الكبد را ديافرغما خوانند . و اگر در غشايى كه متّصل به سينه است باشد ، ذات الصدر گويند .
و اگر در غشا و سينه كه متّصل پشت است باشد ، ذات العرض نامند .
بدان كه از برابر عظام القَصّ آن جا كه غضروف حنجرى است ، حجابى برآمده است و دو شق شده : يكى به طرف سينه و ديگرى مايل به طرف پشت برآمده تا ملتقى الترقوتين رسيده و در آن جا به هم پيوسته . جهت توضيح فرق در ذات الصدر و ذات العرض ، تشريح اين غشا ضرور نمود .
فايده : شيخ بوعلى در ذات الصدر و شوصه و برسام فرق نمىكند و مترادف مىدارد . بالجمله ، اكثر علامات و علاج اين اورام ، حسب ماده از ورم ريه جويند و مراعات همهء قوانين مَرْعى دارند و از اختلاف اماكن اين اعضاء ، حال هر واحد از احساس وَجَع در آن پوشيده نيست . و ضماد در ذات الصدر بر سينه بايد گذاشت و در ذات العرض ، ميان دو شانه . و در جمله ، فرق ميان ذات الريه و اين اورام آن است