تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
ظاهر گرايد و به مرى و قصبهء ريه نريزد و وضع محاجم ، زير زنخ لهذا ستوده‌اند . و در بلغمى نيز به حقنه ، طبع بگشايند يا به ادويه مشروبه و به آب ترب و سكنجبين عسلى غرغره نمايند . و اگر علّت صعب بود ، رگ زير زبان زنند و بر قفا و زير زنخ محاجم نهند . و در سوداوى ، رگ باسليق زنند و شكاف وسيع نمايند و حسب حاجت خون بگيرند و بدانچه در بلغمى گذشت ، طبع ملايم كنند و به شير و مغز فلوس تغرغر نمايند و حلبه و بابونه و برگ كرنب كوفته ، بيخته به روغن نرگس و پيه بطّ آميزند و بر خارج حلق ضماد كنند . فايده : نوعى است از خُناق كه آن را خناق كلبى گويند و اين شديدترين اقسام است و مريض مانند سگ دهان مىگشايد و زبان مىبرآرد . و سبب اين ، اگر ورم عضلات حلق بود ، حسب حاجت تدبير و تنقيه نمايند ، چنانچه گفته شد . و اگر زوال فقرات بود ، به ازالهء سبب زوال فقار كوشند و بدانچه لايق بود . و نوعى است از خُناق ، مسمّا به ذُبحه و اصعب ترين اقسام است و عدم قدرت بر تكلّم و بلع و بر آمدن آنچه بنوشد به تكلّف از راه بينى ، خاصهء اين است . و هر گاه زير گلو سرخى پديد آيد ، نشان محمود است و تدبير همان است كه گذشت . فايده : آن جا كه بَلْع متعذّر بود ، بر مهرهء دومين گردن محجمه نهاده بمكند كه مرى قدرى مىگشايد و بلع چيزى رقيق متمكن مىگردد . و آن جا كه تنفس ممتنع شود ، حنجره را بايد شكافت به طريقى كه در مطوّلات مذكور است .

فصل چهارم : در بثور حارّ محرق كه در حلق و مرى و قصبهء ريه پديد آيد .

علامت بثور مرى ، شدّت درد است در محل مرى عند مرور غذا ؛ خاصة كه طعام ترش و تيز بود . و نشان بثور حلق و قصبهء ريه ، ازدياد وَجَع است عند التكلّم و خاييدن و از دود و غبار رسيدن ، نه در وقت مرور غذا . علاج : فصد كنند و به آب فواكه تليين كنند و از آب پرهيز كنند و اغذيهء غير ذى حدّت و غير ذى خشونت خورند . و هر گاه بدانند بثور پخته خواهد شد به نضج و بعد انفجار به جلا كوشند ،