تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

فصل دوازدهم : در تَقَشُّر زبان و دهان ؛

عنى پوستهاى باريك جدا شود از دهان و زبان چون به خرقه بمالد ، بيشتر جدا مىگردد . علاج : بعد فصد و اسهال صفرا ، آس و گل سرخ و گلنار در سركه بجوشانند و مضمضه كنند .

فصل سيزدهم : در بُثُور الفَم ؛

يعنى دانه‌هاى خرد كه در دهان برآيد . علاج : رگ زنند و مسهل دهند و به سركه كه در او گشنيز و عدس و برگ عنب الثعلب جوشانيده باشند ، تمضمض نمايند .

فصل چهاردهم : در قُلاع ؛

يعنى جراحت و ريش دهان كه از ماده باطنى بود . علاج : حسب ماده تنقيه كنند ، بعده اگر دموى باشد يا صفراوى ، غرغره كنند بدانچه در بثور گفتم و طباشير و گلنار و كافور ، باريك ساخته ، ذرور سازند . و آن جا كه قرحه به غايت بد بود به سركه و نمك تمضمض نمايند تا رطوبت زدوده شود . و اگر از لذع سركه بترسند ، زعفران به جاى سركه آميزند . و اگر از بلغمى بود ، ماميران و هليله و عاقرقرحا در سركه جوشانند و مضمضه كنند . و اگر سوداوى بود ، برگ حنا بخايند و مغز ساق گاو بمالند . و گاهى جهت تقويت محل ، مازو و گشنيز و پوست انار در سركه بجوشانند و مضمضه كنند . فايده : شيرخشت در آب عنب الثعلب حل كرده ، قلاع صبيان را ماليدن اثر تمام دارد و به دستور ، گاو زبان سوخته پاشيدن .

فصل پانزدهم : در اكَلَةُ الفَم

و آن قلاع خبيثه است كه زود پراكنده شود . علاج : آنچه در قلاع گفتيم از تنقيه و زداييدن رطوبت فاسد ، به عمل آرند و بعد باز ايستادن قرحه از انتشار ، فلدفيون بگذارند يا سورنجان تا پاك كند و هر گاه از اين ادويه حرقت شود ، به العبه مضمضه نمايند و يا به شير تازهء شكر آميخته .

فصل شانزدهم : در كثرت سيلان لعاب از دهان ؛

خواه در بيدارى بود خواه در خواب ؛ يا از حرارت و رطوبت معده بود يا از برودت و رطوبت معده بود . آنچه از حرارت است ، در خُلُوّ معده زياده شود و آنچه از برودت است ، در پرى