و ديدى كه سلطان ، خوراك را انبار كند و نگهدارد تا گران بفروشد ، و ديدى خمس و سهم امام به ناحق تقسيم مىشود و با آن قمار مىزنند و ميخوارى مىكنند ، و ديدى كه با شراب به مداواى بيمارى مىپردازند و براى بيمار نسخهء آن را مىگيرند و از آن درمان مىطلبند ، و ديدى مردم همه در ترك امر به معروف و نهى از منكر و ترك ديندارى هماهنگ شدهاند ، و ديدى باد بر پرچم اهل نفاق مىوزد و پرچم اهل حق ، بىحركت است ، و ديدى در برابر گفتن اذان و خواندن نماز مزد مىگيرند ، و ديدى مسجدها پر مىشود از كسانى كه از خدا نمىهراسند و در آنها براى غيبت و خوردن گوشت اهل حق گرد مىآيند و به وصف نوشابههاى مستكننده مىپردازند .
و ديدى كه پيشنماز مست براى مردم نماز مىخواند و مستى است لا يعقل ، كه مستى او را نكوهش نمىكنند ، و هر گاه مست شود گراميش مىدارند و از او ملاحظه مىكنند و مىترسند ، در حالى كه او رهاست ، و كيفر نمىشود و مستى او را معذور مىدارند ، و ديدى كه مال يتيم خور را به شايستگى مىستايند و قاضيان بر خلاف آنچه خدا امر كرده ، حكم مىكنند ، و ديدى فرمانروايان جنايتكار را براى طمع امين ساختهاند ، و ديدى فرمانروايان ارث را براى اهل فسق ، و بدكارى و جسارت بر خدا تخصيص مىدهند ، تا از آنها حق و حسابى بگيرند ، و آنها را واگذارند ، تا هر چه مىخواهند انجام دهند ، و ديدى بر سر منبرها به تقوى توصيه مىشود ولى خود گوينده بدان عمل نمىكند ، و ديدى كه وقت نماز را به چيزى نمىگيرند ، و ديدى صدقه و زكات را به وساطت ديگران به مستحقان دهند و قصد رضاى خدا در دادن آنها در ميان نيست ، و به سبب درخواست مردم آن را پرداخت مىكنند ، و ديدى نهايت همّ مردم شكم و فرج آنهاست ، و باكى از اين ندارند كه چه بخورند و با كه همبستر شوند و دنيا را ديدى كه بديشان روى آورده است ، و ديدى كه نشانههاى حق و درستى پوسيده شدهاند ، در اين هنگام بر حذر باش ، و از درگاه خداوند سبحان نجات بخواه .
و بدان كه مردم ، گرفتار خشم خدايند و خداوند به آنها مهلت مىدهد براى امرى كه با آنها خواهد كرد و تو مراقب خويش باش ، و بكوش تا خداوند عزّ و جل تو را بر خلاف روش
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: آژير
ص٧٢