تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
هر كه نگاهش را رها كند و به هر جا چشم اندازد افسوس خورد . روزگار شكر خود را بر آنكه به درخواستش رسيده واجب گردانيده . زبان در انتشار دادن زشت و زيبا كمتر انصاف را رعايت كند . هر كه بد اخلاق باشد خانواده‌اش از او دلتنگ خواهند بود ، و هر كه به چيزى رسيد گردنكشى كرد . آرزو كمتر به تو راست مىگويد . تواضع بر هيبت تو بيفزايد . در خوش اخلاقى گنج‌هاى رزق و روزى نهفته است . چه بسا كسى كه در پايان عمر نيز همچنان ملازم گناه خود باشد . هر كه جامهء آزرم بر تن كرد عيبش بر مردم پوشيده ماند . گفتار را اندازه نگهدار ، زيرا هر كه اعتدال در پيش گرفت رنج و هزينه‌اش كاهش يافت ، و ره يافتن تو در گرو مخالفت توست با نفس خويش . هر كه روزگار را شناخت ، از آمادگى غافل نماند . آگاه باشيد با هر نوشيدنى گلوگيرى است ، و با هر لقمه فرو دادنى خفگىاى . نعمتى به دست نمىآيد مگر با از دست رفتن نعمتى ديگر . هر جاندارى قوتى دارد و هر دانه‌اى خورنده‌اى و تو قوت مرگى . بدانيد هر كه بر زمين راه مىرود سرانجام در دل زمين جاى گيرد و شب و روز در نابود كردن عمرها با يك ديگر در ستيزند . اى مردم ! ناسپاسى نعمت ، پستى است ، و همراهى با نادان ، نگون بختى . نرمش در سخن از كرامت است و آشكار كردن سلام از عبادت . مبادا خدعه كنى . كه آن از اخلاق پست مردمان است . هر جوينده‌اى يابنده نباشد و هر غايبى باز نگردد . دل به كسى مبند كه ترا نمىخواهد . چه بسا دورى كه از نزديك ، نزديكتر است . پيش از آنكه راه جويى رفيق سفر را بجو و پيش از تهيهء خانه در بارهء همسايهء آن تحقيق كن . هر كه در رفتن شتاب كند خستگى وجود او را در بر گيرد . عيب برادرت را بپوش آن گونه كه آن عيب را در خويش سراغ دارى . از لغزش دوستت چشم بپوش ، به حساب آن روز كه دشمنت بر سر كار آيد . هر كه بر كسى خشم گيرد كه او بر زبان اين فرد قدرتى ندارد ، اندوهش به درازا كشد و خود را عذاب كند . ترس از خدا ، موجب مىشود آدمى از ستمش جلو گيرد . هر كه در گفتارش به ناحق نگرايد افتخار خود را بنمايد . هر كه خوب را از بد تشخيص ندهد چونان حيوانى باشد . از ميان بردن توشه از تباهى است . مصيبت دنيا با در نظر گرفتن عظمت