تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
كار خوب فرمان دهد 7 - پند گويى كه از زشت باز دارد 8 - تسليت گويى كه غمها به دو آرام گردد 9 - حاضرى كه كينه به دو بر طرف شود 10 - دلربايى كه گوشها از آن لذّت بردند . اى مردم ! همانا دم بستن از حكمت خيرى به همراه ندارد و سخن ناآگاهانه گفتن نيز از خوبى به دور است . اى مردم ! هر كه زبان خويش را نگاه ندارد پشيمان شود ، و هر كه نداند به نادانى افتد ، و هر كه خويش را به بردبارى واندارد بردبار نشود ، و هر كه مهار خود را نكشد خردمند نيست ، و هر كه خردمند نيست خوار گردد ، و هر كه خوار شود احترام نگردد ، و هر كه احترام نگردد مورد سرزنش قرار گيرد ، و هر كه مالى را به ناحق بدست آورد بى جا خرجش كند ، و هر كه به گونه‌اى نيكو دست از بدى نكشد بر آن وادار گردد و با نكوهش و بيچارگى دست از آن بشويد ، و هر كه نشسته عطا نكند در حالى كه ايستاده است چيزى به دو ندهند ، و هر كه عزّت را به ناحق طلبد خوار گردد ، و هر كه با ستم چيره شود به دو چيرگى يابند ، و هر كه با حق به دشمنى برخيزد زبونى را ملتزم گردد ، و هر كه تدبّر كند با وقار باشد ، و هر كه تكبّر ورزد كوچك شود ، و هر كه احسان نكند او را نستايند . اى مردم ! شگفت‌ترين عضو انسان قلب اوست كه موادّى از حكمت و اضدادى خلاف آن را در خود جاى داده است ، اگر اميدى برايش پيش آيد طمع خوارش مىسازد ، و اگر شعلهء طمعش برافروخته گردد حرصش او را بكشد ، و اگر نوميدى گريبانش بگيرد افسوس او را از پاى درآورد ، و اگر خشمگين شود غيظ او سخت گردد ، و اگر با رضايت نيكبخت گردد مصلحت بينى را فراموش كند ، و اگر بيمى به دو رسد پرهيز او را مشغول دارد ، و اگر بسى آسوده گردد غريب و غرور او را دريابد ، و اگر نعمتى نو برايش پديد آيد عزّت وجود او را در برگيرد ، و اگر مالى به دو رسد بىنيازى او را به طغيان كشد ، و اگر به فقر گرفتار آيد بلا مشغولش گرداند ، و اگر مصيبتى به دو رسد ناله او را به رسوايى كشد ، و اگر گرسنگى او را بفرسايد سستى او را در جايش نشاند ، و اگر در سيرى زياده‌روى كند شكم پيچه او را در فشار قرار دهد ، پس هر كوتاهى براى او زيانمند و هر افراطى براى او تباهىزاست .
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 50 | آژير / الشيخ الكليني