پا بر جا كرده و در مهد آرامش آرميده است . گرايش به دنيا كليد رنج است و جمع دنيا مركب ناراحتى . حسد ، آفت دين است و آزمندى سبب افتادن در پرتگاه گناهان و موجب محروميّت . ستم به سوى مرگ مىراند ، و آز گرد آورندهء كاستىهاى معايب است . چه بسا آزى كه نقش بر آب گردد و اميدى كه تحقق نيابد و آرزويى كه به محروميت منجر شود و تجارتى كه به زيان انجامد . آگاه باشيد هر كه خود را چشم بسته در كارى اندازد ، در معرض ناگواريهاى رسواكننده است ، و چه بد گردنبندى است گردنبند گناه براى مؤمن .
اى مردم ! همانا گنجى سودمندتر از دانش و عزّتى بالاتر از بردبارى و حسبى رساتر از ادب و نسبى زبونتر از خشم و جمالى زيبندهتر از خرد نيست . هيچ زشتى بدتر از دروغ نيست و هيچ نگاهبانى نگاهدارندهتر از خاموشى ، و هيچ غائبى نزديكتر از مرگ نيست .
اى مردم ! هر كه در عيب خود نگرد از عيب ديگران بگذرد ، و هر كه به روزى خدا خشنود باشد به آنچه ديگران دارند افسوس نخورد . هر كه تيغ ستم از نيام برآورد بدان كشته گردد ، و هر كه براى برادرش چاهى كند خويش در آن گرفتار آيد ، و هر كه پردهء ديگرى به درد زشتى خودش هويدا گردد ، و هر كه لغزش خويش را فراموش كند لغزش ديگران را بزرگ شمرد . هر كه انديشهء خويش را خوش داشت گمراه شد ، و هر كه با عقل خود بىنيازى جست ، لغزيد . هر كه بر مردم كبر فروخت خوار شد ، و هر كه نسبت به مردم سبكسرى كرد دشنام خورد ، و هر كه با اوباش درآميخت كوچك شد ، و هر كه بارى بر دوش گرفت كه تاب تحمّل آن را نداشت ، درماند .
اى مردم ! ثروتى سودمندتر از خرد و فقرى سختتر از نادانى و پند دهندهاى رساتر از اندرز و عقلى چونان تدبير و عبادتى همچون تفكّر و پشتيبانى استوارتر از رايزنى و وحشتى سختتر از خود محورى و ورعى چونان دست شستن از محرّمات و حلمى چونان صبر و سكوت ، نيست .
اى مردم ! ده سرشت آدمى از زبانش برخيزد : 1 - گواهى كه از درون گزارش دهد 2 - حاكمى كه ميان مردم داورى كند 3 - سخنگويى كه به پاسخ پردازد 4 - شفاعتكنندهاى كه حاجت به دو روا شود 5 - توصيفكنندهاى كه هر چيز را معرفى كند 6 - فرماندهاى كه به
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: آژير
ص٤٩