تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
مايى كه بايد در پرتو وجود تو ره يابيم ، و جلودار مايى كه بايد از تو پيروى كنيم . فرمانت ، همه ، رهنمود است ، و گفتارت همه ، ادب . ديدگان ما در زندگى ، همه از تو پرتو مىگيرد ، و دلهاى ما يكسره به وجود تو از شادى آكنده است ، و خردهاى ما از شرح فضل سرشارت سرگردان است ، و اينكه به تو مىگوييم [ اى امام صالح ] گفتن اين سخن نه به سبب بىآلايش ساختن توست و نه در ستايش تو از ميانه‌روى پا فراتر نهادن است ، و ما نسبت به يقين تو در دل ترديدى نداريم و نه در دين تو شكّى داريم تا از اين بترسيم كه با رسيدن نعمت خداى تبارك و تعالى ، در تو گردن فرازى جان گيرد و يا خودپسندى و تكبّرى به وجودت راه يابد ، بلكه آنچه را ما به تو اظهار مىكنيم و به حضرتت عرضه مىداريم همه به خاطر آن است كه با بزرگ شمردنت ، به پيشگاه خداوند عزّ و جلّ نزديكى جوييم ، و با برترى دادن و بيان فضيلتت ، پاداش بيشترى به دست آورده و بزرگداشت كار زمامدارى و فرمانروائيت را بهتر سپاس گزارده باشيم . اكنون در كار خود و ما بنگر و فرمان خدا را براى خود و ما برگزين كه ما به هر چه فرمانمان دهى اطاعت مىكنيم ، گذشته از آنكه فرمانبردارى از تو يقينا به سود ما نيز هست . امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ فرمود : و من شما را در پيشگاه خداوند بر خويشتن گواه مىگيرم ، زيرا مىدانيد كه من عهده‌دار امور شما شده‌ام و به زودى موقف قيامت ، من و شما را در برابر خداوند گرد آورد و از وضعى كه اكنون در آن هستيم بازپرسى شويم و آن جاست كه بعضى از ما بر يك ديگر گواهى دهيم ، پس امروز آن گونه گواهى ندهيد كه فرداى قيامت بر خلاف آن گواهى دهيد ، زيرا هيچ امرى بر خداى عزّ و جلّ پنهان نماند و چيزى در پيشگاه او روا نيست جز خيرخواهى صميمانه در هر كارى . در اين جا باز همان مرد برخاست - و گفته شده از آن پس كه اين سخن را گفت ديگر ديده نشد - و شروع به پاسخ آن حضرت كرد و به جوش آمد و در حالى كه گريه ، سخنش را قطع مىكرد و از خطرى كه احساس مىكرد و هراسى كه از وقوع مصيبت داشت و پيوسته آوازش در هم شكسته مىشد ، سخنش را ادامه داد ، و پس از به جا آوردن حمد و ثناى الهى به درگاه بىنياز بارى تعالى شكايت كرد ؛ شكايت از هراسى كه از آن خطر بزرگ