تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1317

مساهمون:

ص١٣١٧

تفه :

خام . چيزى كه مزه‌يى خاص ندارد .

تقطير :

در صداح مادى .

تقلّص :

در تشنّج .

تكاثف :

انقباض و برهم آمدن .

تكسّر :

درحمى مطبقه .

تكليس :

عبارت از احراق اجسام صلبى كه خاصيت درمانى دارند تا به آسانى قابل سائيدن شود .

تكميد :

در صداع بارد ساذج كه نوع دوم از قسم اول از اقسام صداع ساذج است ذكر يافت .

تلواسه :

اضطراب . اندوه .

تمام اقسام انفاس :

در امراض شش ذكر يافته .

تنحنح :

صاف كردن گلو .

تنخع :

آب بينى انداختن .

تنطيل :

در قسم اول از اقسام صداع يعنى صداع سازج كه از امراض سر است ذكر شد .

تنكار معدنى و صناعى :

در سيلان حيض .

توابل :

هر نوع ادويه و ديگ ابزار كه در اغذيه مىريزند چه در مزاج گرم باشند و جه سرد ، منتهى بايد خشك باشند .

توثّب :

در ماليخوليا .

توزى :

قبا و جامهء تابستانى بسيار نازك را گويند و آن را از كتان مىبافند . و توز ، به پوست درخت بسيار نازكى كه شبيه كاغذ است هم مىگويند .

ثريد :

تريت است كه ريزه كردن نان باشد در شير و دوغ و غيره .

جالى :

يعنى پاك‌كننده . دوايى را نامند كه كارش تحريك رطوبات لزجهء جامده و دفع آنها از سطح عضو يا دهانه‌هاى عروق درونى است ؛ مانند انزروت و ماء العسل .

جوانى :

در زبان اردو ، معادل زنيان است .

چارمغز :

منظور ، هريك از مغزهاى گردو ، فندق ، بادام و پسته است . و گاهى به طور مركب به كار مىرود كه منظور هر چهارتاى آن‌ها با هم مىباشد . و گاهى هم اساسا منظور مغزهاى تخم كدو ، تخم خربزه ، تخم هندوانه و تخم خيار است .

چوزه :

جوجه .

چهار رگ :

نام دو رگ در لب زيرين و دو رگ در لب زبرين است كه فصد آنها در امراض دهان و لثه سود دارد .

حريّف :

يعنى لذّاع . رجوع شود به ذيل « لذّاع » .

حقنه :

به معنى اماله است . رجوع شود
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1317 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى