تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1316

مساهمون:

ص١٣١٦
محل جمع شده است .

بطون شريفه :

در سكته .

بندگاه :

مفصل .

پاتيل :

ظرف بزرگ مسى كه دهانهء آن فراخ بوده و براى پختن غذاهايى با مقدار زياد به كار مىرود .

پاس :

در زبان اردو معادل سه ساعت است .

پاكى :

در زبان اردو ، يعنى تيغ .

پشك :

پشكل .

پليته :

همان فتيله است كه بين دو انگشت ، يك نخ پنبه‌يى را مىتابند و به حسب نوع استفاده ، ضخيم يا نازك درست مىكنند و در ادويهء مطبوخ نهاده و در دبر يا قبل برمىدارند .

تاسه :

اضطراب .

تجاويف :

فضاهاى خالى .

تدبير ادويه :

يعنى اصلاح مضرات ادويه كه پستى يا تيزى و عدم تناسب آنها با مزاج انسانى از بين رود يا كمتر شود . اين ادويهء داراى نوعى ضرر ، در طب سنتى شناخته شده‌اند كه هريك به طريقى خاص اصلاح مىشوند . سقمونيا ، ماذريون ، تربد ، تشميزج ، انزروت ، دند ، حب الملوك و . . . از ادويهء محتاج به اصلاح هستند كه در ابتدا يا انتهاى كتب « قرابادين » از اصلاح هريك بحث كرده‌اند .

تدهين :

در صداع ساذج .

تراب بوته :

در قروح .

تراب زيبق :

در كلف .

تراب نحاس :

در قروح .

تربز :

در لغت‌نامهء دهخدا ، تربز را به معنى ترب و هندوانه مىگيرد اما در « مخزن الادويه » تربز به معنى تربد و نيز معادل هندى هندوانه مىداند و در اين كتاب كه لغات هندى در آن مكرر به كار رفته و شواهد و قراين هم دلالت بر همين است ، هندوانه منظور مىباشد .

تربز :

هم معنى خربزه مىدهد و هم معنى هندوانه كه بايد با قرينه فهميد كه كدام منظور است .

ترهّل :

سستى بدن .

تزحّر :

حركت شديد روده‌ها جهت دفع براز را گويند .

تسافد :

نزديكى .

تشرّب :

نفوذ و سرايت كردن ماده به درون چيزى و يا از عضوى به عضو مجاورش مانند تسّرى آب در اسفنج .

تشمير :

در استرخاء الجفن .

تصعيد :

در صداح مادى .

تغريق سر :

در صداع ساذج .