هم مىنامند .
سفره :
مقعد .
سفوف :
داروهايى كه پودر مىكنند و مىخورند .
سكوب :
در صداع ساذج .
سكوب :
در صداع ساذج كه اولين قسم صداع است ذكر شد .
سمائم :
بادهايى مسموم است كه در برخى سرزمينها مىوزند و از مسافران نقل شده است كه اين بادها را در برخى بيابانها ديدهاند . اين بادها ، داراى علائمى چون تيرگى و شدّت حرارت و بدبويى است كه وقتى به دماغ برسد ، احوال را متغير كرده و كرب و اضطراب قلب و غشى ايجاد مىكند .
سماقيّه :
به دستور حصرميّه ساخته مىشود كه گذشت اما به جاى غوره از سماق استفاده مىشود .
سمك رضراضى :
در ماليخوليا .
سمك رضراضى :
نوعى ماهى است كه در آبهاى پرسنگ و ريگ مىباشد .
سموم :
بادهائى مسموم كه در برخى سرزمينها مىوزند و از مسافران نقل شده كه آنها را ديدهاند . و علائمى چون ؛ تيرگى و شدت حرارت و بدبوئى دارد .
سميد :
نانى كه سبوس آن را كاملا گرفتهاند .
سوده :
سائيده شده .
سوء ترتيب در اكل :
در امراض معده در فصل ضعف الهضم و غيره .
سوء مزاج مختلف و مستوى :
در دوار .
شبخوارى :
غذا خوردن در آخر شب و در مدت دو سه ساعت مانده به خواب را مىگويند كه در نظر طب سنتى امرى مذموم است و پرهيز از آن براى سالمان و خصوصا مريضان و بالاخص در برخى مرضها لازم است .
شرائين سباتيه :
در دوار .
شرط :
تيغ زدن در حجامت .
شظايا :
جمع شظيه .
شظيه :
ريزهء استخوان .
شعلاء :
رنگى از رنگهاى چشم كه به سرخى مىزند .
شموم :
آنكه چيزى ببويند ؛ خواه تر باشد يا خشك .
شهلاء :
چشم سياه رنگى را گويند كه مايل به سرخى باشد ، ميشى .
شياف :
شياف ، جمع شافه است و آن بر دو نوع كلى است : اگر براى امراض چشم و بينى استفاده شود ، چنين است كه ادويهء لازم را پودر كرده و با عصارات و