تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1320

مساهمون:

ص١٣٢٠
هم مىنامند .

سفره :

مقعد .

سفوف :

داروهايى كه پودر مىكنند و مىخورند .

سكوب :

در صداع ساذج .

سكوب :

در صداع ساذج كه اولين قسم صداع است ذكر شد .

سمائم :

بادهايى مسموم است كه در برخى سرزمين‌ها مىوزند و از مسافران نقل شده است كه اين بادها را در برخى بيابان‌ها ديده‌اند . اين بادها ، داراى علائمى چون تيرگى و شدّت حرارت و بدبويى است كه وقتى به دماغ برسد ، احوال را متغير كرده و كرب و اضطراب قلب و غشى ايجاد مىكند .

سماقيّه :

به دستور حصرميّه ساخته مىشود كه گذشت اما به جاى غوره از سماق استفاده مىشود .

سمك رضراضى :

در ماليخوليا .

سمك رضراضى :

نوعى ماهى است كه در آب‌هاى پرسنگ و ريگ مىباشد .

سموم :

بادهائى مسموم كه در برخى سرزمين‌ها مىوزند و از مسافران نقل شده كه آنها را ديده‌اند . و علائمى چون ؛ تيرگى و شدت حرارت و بدبوئى دارد .

سميد :

نانى كه سبوس آن را كاملا گرفته‌اند .

سوده :

سائيده شده .

سوء ترتيب در اكل :

در امراض معده در فصل ضعف الهضم و غيره .

سوء مزاج مختلف و مستوى :

در دوار .

شب‌خوارى :

غذا خوردن در آخر شب و در مدت دو سه ساعت مانده به خواب را مىگويند كه در نظر طب سنتى امرى مذموم است و پرهيز از آن براى سالمان و خصوصا مريضان و بالاخص در برخى مرض‌ها لازم است .

شرائين سباتيه :

در دوار .

شرط :

تيغ زدن در حجامت .

شظايا :

جمع شظيه .

شظيه :

ريزهء استخوان .

شعلاء :

رنگى از رنگهاى چشم كه به سرخى مىزند .

شموم :

آنكه چيزى ببويند ؛ خواه تر باشد يا خشك .

شهلاء :

چشم سياه رنگى را گويند كه مايل به سرخى باشد ، ميشى .

شياف :

شياف ، جمع شافه است و آن بر دو نوع كلى است : اگر براى امراض چشم و بينى استفاده شود ، چنين است كه ادويهء لازم را پودر كرده و با عصارات و