إندفان :
فرو كردن بدن در ريگ گرم .
إندمال :
بهبودى يافتن زخمها .
إنضغاط :
كوفتگى ، فشردگى .
إنكباب :
در صداع بارد ساذج كه نوع دوم از قسم اول از اقسام صداع ساذج است ذكر يافت .
إنكباب :
در صداع ساذج .
إنگشت :
زغال ، آتش انگشت : آتش زغال .
أياره :
منظور همان ايارج است كه دارويى مركب مىباشد .
باريك كردن :
پودر كردن و نرم كردن .
بالخاصيّه :
بايد دانست ك مراتب قوى ادويه ، منحصر بر سه مرتبه مىباشد :
مرتبهء اول ، همين آثار و افعال محسوسه است چون ايجاد حرارت و سردى و خشكى و رطوبت ، كه مزاج اولى هم نام دارد . مرتبهء دوم ، افعال محسوسهء حاصله از امزجهء ثانويه در اشياء صاحب امزجهء ثانويه است . مرتبهء سوم ، از لوازم مرتبهء اول و ثانى است كه از ظهورات « صورت نوعيهء » آن دارو است و بالخاصية ، همين تأثير دارو به كمك صورت نوعيه مىباشد كه طالب فهم اين مطلب بايد از « صورت نوعيه » كه در دانش فلسفه از آن بحث مىشود مطلع باشد . ولى اجمالا بايد گفت كه آثارى از دارو كه در چارچوب قواعد تأثير ادويه در مرتبهء اول و دوم نمىگنجد را اثر بالخاصية نامند ؛ مثلا دارويى كه مزاج آن سرد است ، كارى انجام دهد كه بايد توسط يك داروى گرم انجام گيرد كه در اين صورت مىگويند كه اين دارو به خاطر صورت نوعيهاش و بالخاصيّت است كه اين اثر را نهاده است .
برود :
در جرب الاجفان .
برود :
در حمى مطبقه .
برود :
يعنى ادويهء سرد . و در امراض چشم به معنى سرمه است كه ادويهء چشم را در چيزى آبكى مىريزند و به حسب پسوندى كه دارد نوع سرمهاش هم معلوم مىشود . فرق برود با كحل و ذرور اين است كه ادويهء برود را با مايعات مىسرشند ولى كحل و ذرور را به صورت پودر به كار مىبرند . و فرق كحل و ذرور آن است كه كحل ، عنوان پودرهاى مخصوص چشم است اما ذرور در پودرهاى درمان جراحات هم به كار مىرود .
بزل كردن :
بزل ، به شكافتن بخشى از بدن انسان يا حيوان مىگويند كه غرض از اين عمل ، اخراج آبى باشد كه در آن