تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1314

مساهمون:

ص١٣١٤
لطيفه و سبزيجات و حبوباتى چون اسفناج ، كدو ، ماش پوست كنده و جو پوست كنده و امثال اينها مىسازند كه داراى ادويهء حارّهء مناسبه است . اين غذا را اگر با نمك تهيه كنند ، خوراك سالمى است و در هر سن و به هر مزاجى در بيشتر اوقات و احوال سازش دارد مگر براى كسانى كه مزاجشان ملتهب و سوزان است و يا دچار غثيان و انقلاب مزاج هستند .

اصل ريشه :

قرشى مىگويد : لوله‌يى تو خالى مانند « نى » است .

أطراف :

دست‌ها و پاها .

أفاويه :

ادويهء خوش‌بو و معطر ؛ چون دارچين و ميخك .

أفعال دماغيه :

در صداع ضعف دماغى .

إقدام :

در اختلاط عقل .

أقماع :

كاسبرگ گل‌ها و نيز كلاه بادنجان و انار را مىگويند .

أكارع :

پاچهء حيوانات .

أكّال :

يعنى خورندهء عضو . دارويى را مىنامند كه به سبب افراط قوت تحليل و جلا و نفوذى كه دارد اعضاى عضو را از هم بپاشد ؛ مانند زنجار .

آكنده :

درشت ، ضخيم .

أكهب :

سفيد مايل به تيرگى .

إماله :

فرستادن مايعات از طريق مقعد يا فرج زنان جهت درمان .

أمراض آليّه :

اين تعبير ، در اكثر كتب طبى يافت نشد و تنها على بن عباس اهوازى در كتاب « كامل الصناعة » و داود انطاكى در كتاب « النزهة المبهجة » اين لفظ را استعمال كرده و به معنى امراض مركبه گرفته‌اند . و امراض مركبه ، امراضى است كه در تركيب عضو ايجاد بيمارى مىكند كه خود به چهار قسم تقسيم مىشود : مرض شكل ، مرض زيادتى مقدار و عدد ، مرض نقصان مقدار و عدد ، و مرض وضع .

أمراض ذوبانى :

امراضى است كه از ذوبان اعضاى بدن ايجاد مىشود ؛ چنان چه در نوعى از امراض كليوى شحم آن گداخته مىشود و در تفسرهء بيمار منجمد مىشود . و يا مولف همين كتاب طب اكبرى در بحث قرحه و جراحت رحم از ذوبان رحم سخن مىگويد .

أنار ميخوش :

انارى كه مزهء آن ترش و شيرين باشد .

أنارين :

انار ترش با انار شيرين كه با هم مخلوط كنند .

أنبوبه :

نوعى انبر جرّاحى .