[ 1830 ]
فهرست لغات و مصطلحات طبى و غير طبى مشكله
آبدست :
شستن مقعد و فرج بعد از دفع .
آبزن :
ظرفى فلزى يا چوبى به اندازهء قامت انسان كه داراى سرپوشى سوراخ دار است و بيمار را در آن مىنشانند و سر او را از سوراخ بيرون مىكنند . و آن بر دو گونه است : آبزن تر و آبزن خشك :
در آبزن تر ، آب گرم را با ادويه مخلوط كرده يا ادويه را در آب جوشانيده و آب آنها را به كار مىبرند و در آبزن خشك ، داروها را خشك مىريزند يا بخور مىكنند و بيمار را به گونهء مذكور در آن مىنشانند يا مىخوابانند .
آهنتاب :
يعنى آهن را سرخ كرده و در آن چيز سرد كنند كه خواص آهن در آن چيز داخل شود و معمولا در امراض معده مفيد است .
إجاصيه :
آش آلو است كه چون « حصرميه » درست مىشود . رجوع شود به ذيل حصرميه .
إحتراق اخلاط و احشاء :
در ماليخوليا .
إحليل :
آلت تناسلى مرد .
أحمر ناصع :
سرخ غليظ .
أخلاط و إستنشاق :
در صداع مادى .
أرايح :
در صداع شمّى .
إزار :
آنچه بر كمر مىبندد ، چون شال .
إستفراغ :
در اصطلاح طب سنتى ، دفع رطوبات و اخلاط و فضولات از بدن به طرق مختلفه مثل مدفوع . ادرار ، قىء ، عرق ، حيض و خون دماغ را گويند نه صرف قىء را كه در زبان محاورهء امروز رايج است .
إسفاناخيه :
غذايى است نافع براى تشنگى صادق و براى كبد گرم مفيد است كه با آب و روغن بادام شيرين تهيه مىشود و سپس آن را با جوجهء مرغ فربه و شكر و روغن بادام شيرين يا روغن گاو مصرف مىكنند .
إسفيداج :
در صرع .
إسفيدباج :
غذايى آبكى و آش گونه است كه از گوشت بچهء مرغ و بزغاله و حلّان و غير اينها از گوشتهاى خفيفهء