تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1313

مساهمون:

ص١٣١٣
[ 1830 ]

فهرست لغات و مصطلحات طبى و غير طبى مشكله

آبدست :

شستن مقعد و فرج بعد از دفع .

آبزن :

ظرفى فلزى يا چوبى به اندازهء قامت انسان كه داراى سرپوشى سوراخ دار است و بيمار را در آن مىنشانند و سر او را از سوراخ بيرون مىكنند . و آن بر دو گونه است : آبزن تر و آبزن خشك : در آبزن تر ، آب گرم را با ادويه مخلوط كرده يا ادويه را در آب جوشانيده و آب آنها را به كار مىبرند و در آبزن خشك ، داروها را خشك مىريزند يا بخور مىكنند و بيمار را به گونهء مذكور در آن مىنشانند يا مىخوابانند .

آهن‌تاب :

يعنى آهن را سرخ كرده و در آن چيز سرد كنند كه خواص آهن در آن چيز داخل شود و معمولا در امراض معده مفيد است .

إجاصيه :

آش آلو است كه چون « حصرميه » درست مىشود . رجوع شود به ذيل حصرميه .

إحتراق اخلاط و احشاء :

در ماليخوليا .

إحليل :

آلت تناسلى مرد .

أحمر ناصع :

سرخ غليظ .

أخلاط و إستنشاق :

در صداع مادى .

أرايح :

در صداع شمّى .

إزار :

آنچه بر كمر مىبندد ، چون شال .

إستفراغ :

در اصطلاح طب سنتى ، دفع رطوبات و اخلاط و فضولات از بدن به طرق مختلفه مثل مدفوع . ادرار ، قىء ، عرق ، حيض و خون دماغ را گويند نه صرف قىء را كه در زبان محاورهء امروز رايج است .

إسفاناخيه :

غذايى است نافع براى تشنگى صادق و براى كبد گرم مفيد است كه با آب و روغن بادام شيرين تهيه مىشود و سپس آن را با جوجهء مرغ فربه و شكر و روغن بادام شيرين يا روغن گاو مصرف مىكنند .

إسفيداج :

در صرع .

إسفيدباج :

غذايى آبكى و آش گونه است كه از گوشت بچهء مرغ و بزغاله و حلّان و غير اين‌ها از گوشت‌هاى خفيفهء
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1313 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى