[ 953 ]
فصل [ بيست و سوم ] : اندر قلق و كرب فى المعده
« 1 » وى ، آن است كه در معده ناخوشى و اضطراب پديد آيد و آدمى از غايت اضطراب چنان باشد كه گويا در خاكستر گرم است و از شكلى به شكلى همىگردد . و پر غم و اندوه بود . و باشد كه باوجود اين حالت ، غثيان يا تهوع يا قىء عارض شود .
اين مرض ، بر دو قسم است :
[ 954 ] قسم اوّل : آنكه ماده گرم صفراوى اندر معده تولد كند يا از جگر ريخته شود .
و تولد اين مرض ، از اين ماده بيشتر است . و بايد دانست كه ماده كه در جرم معده غائص فرورفته باشد ، قلق و كرب مىآرد و به تهوع باعث مىگردد . و چون در فم معده مجتمع مىشود ، غثيان احداث مىنمايد . و بدان كه هرگاه معده ضعيف بود يا ماده به غايت قليل يا رقيق يا غايص باشد يا قوت ماسكه شديد بود ، خروج ماده آسان نباشد و به قىء مندفع نگردد . و علامت حرارت معده ، در سوء مزاج وى ، در فصل قىء و تهوع به تفصيل ذكر يافته .
علاج : بهر تنقيهء معده ، قىء كنند و آب نيمگرم و سكنجبين نوشيده . و بهر تطفيه ، آب خيار يا شراب به يا شراب سيب آميخته بنوشند . و پوست جو با قدرى طباشير و جلّاب ضم [ يعنى مخلوط ] كرده تناول نمايند . و صندل و گلاب و كافور و پوست كدوى تر بر معده ضماد فرمايند . و باقى تدابير ، از مبحث قىء بهحسب حاجت بگيرند .
تنبيه : ماده كه در جوف معده مجتمع باشد ، به قىء مندفع شود و الّا فلا ؛ پس آنجا كه ماده غايص باشد ، به تطيفه كفايت كنند و از قىء بازمانند . و اگر بدانند تطفيه سود نمىدهد ، به وجه ديگر كه منقّى طبقات معده بود مستفرغ سازند ؛ چنانچه در قىء بيان يافته . و اگر ماده از جگر فروهمىريزد ، بعد از قىء به اصلاح جگر كوشند چنانچه گفته آمديم در غثيان .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Lack of order or irregularity in muscular action of stomach.