تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
[ 942 ]

فصل [ بيست و يكم ] : در فواق [ هكهك ]

« 1 » يعنى هكهك ، و وى ، آن است كه اجزاى طبقهء داخليهء معده متحرك شود به فوقانى به تبعيت حركت فم معده . و لهذا كه قعر معده به فم معده حركت مىنمايد ، به فواق مسمى گشته . و بايد دانست كه اين حركت ، مركب است از تشنّج انقباضى و تمدد انبساطى : نخستين ، جميع جرم معده و الياف وى منقبض شود به سبب گريختن از موذى ، پس هم چنان جهت دفع آن موذى حادث مىگردد و در همهء اجزاى ليف‌هاى وى تمدد انبساطى ؛ پس فى الحقيقة ، فواق از دو حركت مؤلّف است . اين مرض ، به‌حسب سبب منقسم مىشود بر هشت قسم :

[ 943 ] قسم اول : آنكه خلطى از اخلاط حارهء حريفه يا غذا يا دوا حادة الكيفيه فواق آرد

به سبب احداث لذع و حرقت در فم معده ؛ خاصه كه فم معده ذكىّ الحس باشد . و علامت وى ، حرقت فم معده است و تقدم اسباب موجبه چون قىء زرد و سبز و سياه اتفاق افتادن يا دواى حريف چون فلافلى و مانند آن يا غذاى حادّ الكيفية خوردن . و در آنجا كه ماده نيز سبب بود ، ساير علامات كه لازم وى است ظاهر باشد . و عام است كه مادهء مذكوره در معده متولد شود يا از عضوى ديگر چون جگر و جز آن بر وى ريزد . و كمى و بيشى فواق ، به‌حسب سبب است ؛ چنان‌چه در قىء بيان يافته . علاج : نخستين ، سكنجبين و آب گرم نوشند و قىء كنند ؛ پس بهر تعديل مزاج معده و تسكين لذع ، اسبغول بنوشند و روغن بادام و روغن گل و روغن بنفشه و گلاب آميخته و به ماء الشعير اغتذا نمايند روغن بادام آميخته . و اگر آن را بر برف سرد كرده بخورند ، بهتر باشد . و ديگر ادويه هرچه مبرّد و مطفى باشد و مسكن بود ، سودمند است و آنجا كه طبع نرم بود ، پوست جو با شكر تناول كنند . و در اين قسم ، بسيار باشد كه آب گرم و روغن بادام جرعه‌جرعه نوشيدن و مسكه اندر طعام دادن از ديگر تدابير مستغنى سازد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Hiccough.