[ 941 ]
فصل [ بيستم ] : اندر جمود و بسته شدن خون « 1 » و شير « 2 » اندر معده و امعاء
بايد دانست گاه باشد كه از عضوى خون برآيد و چون به معده آيد ، به واسطه ضعف حرارت در اينجا منجمد شود و عارض گردد آن را كيفيت رديّهء سميه . و كذلك گاه باشد كه شير اندر معده منجمد شود به واسطهء برودت معده يا استعمال چيزى منجمد با وى . و علامت انجماد خون و شير اندر معده ، آن است كه غشى پديد آيد و عرق سرد برآيد . و اين همه ، از براى سميت است و جهت انحلال قوت . و باشد كه لرزهء قوى اندر اندام افتد به نهجى [ يعنى به گونهاى ] كه حرارت را از ظاهر به سوى دل بازگرداند . و اين علامت ، ردى است .
علاج : جهت تذويب خون يا شير ، بگيرند شبت و پودينه و بجوشانند و طبيخ وى با سكنجبين آميخته بنوشانند گرماگرم . و نوشيدن پنير مايهء خرگوش در اين باب ، بليغ النفع است ؛ خاصه كه به آب بالنگو يا برنجاسف آميخته دهند . و بايد دانست كه پنير مايهء جميع حيوانات در اين مرض مفيد است ؛ مگر از آنكه از خرگوش ، نافعتر است از همه . و قال « جالينوس » : « قد جرّبنا ذلك فوجدناه نافعا » . و بدان كه هرگاه اندر معدهء طفل شيرخوار شير بسته شود ، نخستين آن را مذاب سازند به طريقى كه گفته شد و از وى شير مادر يا دايه بازدارند و بهجاى وى ، شير شتر يا گاو يا بز دهند . و بايد كه علف اين حيوانات ، سداب و قيصوم و برگ حماض باشد . و اگر طفل از شير مادر يا دايه بازنتواند ماند ، شيرده را اغذيهء لطيفهء مقطّعه خورانند و از مغلّظات بازدارند . و گاهگاه قدرى ترياق فاروق بدهند هم دايه را و هم طفل را . و شير به تفاريق دهند . شكمسير ، زنهار ننوشانند . و گاهگاه بگريانند . و شكم وى بپوشانند . و بايد كه شيرده از جماع و شب
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Thrombosis.
( 2 ) . قاموس القانون :Congelation of milk.