تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
كنند بلاشرط . و ماليدن اطراف و خواب آوردن ، صواب بود . شرابى كه قىء صفراوى و درد جگر بازدارد . صفت آن : آب تمر هندى و آلوى سياه ، از هريك سى درم ؛ لك مغسول ، يك درم ؛ زعفران ، دو دانگ ، جمله يك شربت بود . سفوفى كه قىء صفراوى بازدارد و قوت نگاه دارد : طباشير ، تخم ، حماض و تخم خرفه ، از هريك پنج درم ؛ گل سرخ ، چهار درم ؛ سماق و گل نيشابورى ، از هريك ده درم ؛ عود و صمغ عربى ، از هريك سه درم ؛ اقاقيا و سك ، از هريك درمى و نيم ، شربت دو مثقال .

[ 925 ] قسم دوّم : آنكه بلغم در معده تولد كند

. و علامت تولد بلغم ، نفخ و قراقر است و جز آنكه از لوازم است ؛ پس اگر بلغم شور بود ، آنچه در قىء برآيد ، شور باشد . و از تشنگى ، خالى نبود . امّا تشنگى وى به تشنگى صفراوى نرسد و مصابرت بر عطش سود دهد . و كذلك قىء شيرين بر بلغم شيرين و قىء ترش بر بلغم ترش گواهى دهد . و اين هر دو جنس از تشنگى معرا باشند . امّا ترشى بلغم از قصور هضم است . علاج : آنجا كه ماده مايل به فم معده بود ، قىء كنند [ و براى اين كار ] ، طبيخ شبت و سكنجبين عسلى نوشيده [ و اعانت بر قىء كنند ] . و اگر اين دوا كفايت نكند و ماده در طبقات غايص بود ، تخم ترب و نمك و خردل و عسل جز آن زياده كنند با وى . و آنجا كه ماده در قعر معده بود ، مسهل خورند و بهر اين كار ، حب صبر و مصطكى و ايارج فيقرا و حب الافاويه موافق بود و بعد از تنقيه ، بهر تقويت معده ، شراب انار نعنعى كه به قرنفل و عود و ورد مطيّب بود ، تناول نمايند . و هليلهء مربا و زنجبيل مربا و گلقند با رازيانه ، مفيد است . و جوارش عود و جوارش مصطكى و دواء المسك حلو ، سودمند . [ 926 ] فايده : اگر ماده در طبقات فرونرفته باشد ، زودتر به ادويهء سهل‌تر منقلع شود . و اگر نه ، بىادويهء قويه زوال نگيرد . حبى كه خمل معده را از بلغم لزج پاك سازد : ايارج فيقرا ، شش درم ؛ هليلهء سياه و كابلى و مصطكى ، از هريك دو درم ؛ قرص گل و نمك هندى ، از هريك سه درم ؛ پودنهء خشك و جوزبوا و انيسون و نانخواه و كرويا و قرنفل ، از هريك درمى ؛ تربد ، هفت درم ، كوفته و بيخته ، به آب پودنه سرشته ، حب سازند از يك درم تا يك مثقال با شراب افسنتين به كار برند .