[ 907 ]
فصل [ يازدهم ] : اندر ورم معده
« 1 » وى چهارم قسم است :
قسم اول و دوم ، آنكه از خون بود يا از صفرا . و خونى را فلغمونى معده گويند .
علامت اين دو قسم آن است كه معده درد كند و التهاب [ و ] حرقت پيدا باشد و تب ، لازم بود و تشنگى شديد و كرب و قىء رنج دهد و شهوت ، ساقط شود و زبان و دهان سرخ يا زرد نمايد و اطراف ، سرد گردند . و بهحسب مادهء اين عوارضات ، هركدام كه به مادهء مسببه مخصوصتر است اشتداد وى بر وجود آن دلالت كند ؛ چون ثقل و جمع و حمرت بر خون ، و افراط حرقت و عطش و صفرت بر صفرا . و كذلك ديگر اعراض . و بدان كه اگر آماس در جميع اجزا معده بود ، أعراض صعبتر باشد و خوفناكتر بود ؛ امّا اگر در جانب قدام معده بود به نظر مىدرآيد ورم ؛ خاصه آنگاه كه مريض بر پشت بازخسبد يا نحيف البدن باشد . و آنجا كه ورم به جانب خلف معده بود ، مبصر نمىگردد و ليكن از اختلاج خالى نمىباشد .
علاج : نخستين ، رگ باسليق زنند ؛ خواه دموى بود خواه صفراوى . امّا در خونى ، خون بسيار گيرند و در صفراوى ، اندك . و اگر از فصد مانعى بود ، محجمه نهند ما بين الكتفين . و اگر ورم به خلف بود ، بالاى معده نيز حجامت كنند [ و ] اگر به قدّام باشد ، بر موضع كليتين .
و بعد از اخراج خون ، براى منع انصباب ، آب انارين دهند و اقراص طباشير يا آب غوره و شراب بنفشه و نيلوفر و آب كاسنى و شيرهء تخم كاهو ، همه مفيد است .
ايضا در ابتدا ، ادويهء رادعهء ذى عطرية و القبض چون صندل و ماميثا و آب بستان افروز و مانند آن بر معده ضماد نمايند بر جايگاه ورم ؛ مثلا اگر ورم به قدام بود ، بالاى معده ادويه گذارند . و اگر به خلف باشد ، بر گردهگاه . و پس از سوّم روز ، آرد جو و خطمى و زرورد با گلاب يا آب كاسنى ضماد سازند . و از اغذيه ، بر ماء الشعير اقتصار ورزند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Stomatitis.