تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
علامات و معالجات اين اقسام در امراض آن عضو گفته آيد .

[ 901 ] قسم هشتم : آنكه عارض شود تشنگى از نوشيدن آب شور يا از خوردن ثوم يا بصل يا هر طعامى كه گرم بود بالفعل

و ظاهر است كه اين چيزها مسخن معده‌اند . امّا آب شور باوجود آنكه به سبب تلخى و شورى وى طبيعت مىخواهد كه به آب شيرين از معده بشويد ، بسيار باشد كه آب مذكور شكم نرم كند و استفراغ رطوبات نمايد و تشنگى افزايد ؛ پس طبيعت ، بيشتر طلب آب نمايد . علاج : ماء الشعير بنوشند و مانند آن هرچه مطفى حرارت بود ؛ چون لعاب اسبغول و بهدانه و آب كدو و تربز و خيار و شيرهء خرفه همراه رب سيب ميخوش و رب آلو در آب غوره و انگور . و اگر اين ادويه بر برف سرد كرده دهند ، انفع بود . و اگر بدانند كه در خون حرارت شديد افتاده است و از تبريد ، اطفا آسان نباشد ، فصد بايد كرد ؛ خاصه كه سن و فصل و عادت موافق باشد .

[ 902 ] قسم نهم : آنكه اسهال مفرط از ادويه مسهله اتفاق افتد

و از آنكه كثرت استفراغ ، محلّل رطوبات اصليه است و محدث جفاف ، به واسطه حصول ترطيب ، طلب آب پديد آيد . علاج : حصرميات دهند بر برف سرد كرده و در قطع اسهال كوشند به استعمال اسوقه [ يعنى سويق‌ها چون سويق جو و عدس كه قطع اسهال كنند ] . و كعك به آب انار يار كرده . و براى ترطيب ، روغن بنفشه و مانند آن استعمال كنند و تدهين نمايند بر بدن . و قبل از تدهين ، به حمام معتدل برند . و تا آن زمان كه در جلد تليين حاصل شود ، بنشانند بعده [ يعنى پس از آن ] تدهين فرمايند تا ترطيب تمام‌تر و زودتر به حصول انجامد . و احتياط ورزند كه حمام گرم نباشد و معرّق نبود زيرا كه آمدن عرق در اين قسم مزيد مرض است و مضاد تدبير . و كذلك هرچه محلّل و مجفّف بود ؛ چه در اكل و شرب و چه در امور بدنيه و نفسانيه احتراز از آن لازم دانند .

[ 903 ] قسم دهم : آنكه گوشت افعى معطّشه خورده شود

و از آنكه او به سميت خود احداث تسخين مىنمايد در دل و ساير اعضاى اصليه و در وى ملوحت و بورقيت است ، تشنگى پديد مىآيد . و علامت وى آن است كه آدمى يك لحظه خويشتن را از آب باز نتواند داشتن و باوجود آن بول محتبس باشد ؛ زيرا كه او موهن جميع قوى است و هر چون‌كه آب خورده شود ، شكم منتفخ گردد ؛ « لعدم الخروج و هذا يهلك فى الاكثر » .