[ 892 ]
فصل [ نهم ] : در جوع الغشى
« 1 » وى آن است كه آدمى بر گرسنگى صبر نتواند نمود [ و ] چون عند الجوع غذا نيابد بىهوش افتد . و اين مرض به كسى افتد كه ضعف شديد در فم معدهء وى باشد مع وقوع حرارت قويه در آن و در جميع بدن ؛ زيرا كه چون اعضا گرم باشند ، تقاضا و تحليل بيشتر شود و از آنكه معده ضعيف باشد ، از امتصاص عروق برنجد و چون دل با فم معده مشاركت دارد ، از اذيت وى متاذى گردد و بالضرور غشى رو نمايد .
علامت وى آن است كه عند الجوع و تاخير طعام ، غشى افتد و شدت تشنگى و يبس طبيعت و آنچه در سوء مزاج گرم معده مذكور است پيدا باشد .
علاج : در حالت غشى ، آنچه بهر افاقت گفته شد ، به كار برند و هنگام افاقت ، به ازالهء سبب كوشند . و اغذيه كه بارد بود هم بالفعل و هم بالقوه و مقوى فم معده باشد خوردن دهند ؛ چون خبز كه در آب انار ميخوش و در آب سيب و مانند آن تر كرده باشند .
و بايد كه غذا مهيا باشد تا عند الجوع توقف نيفتد . و بايد كه در علاج سستى نكنند تا به امراض ديگر مودى نشود . و گفتهاند كه اگر زود تدارك كرده نشود ، به صرع انجامد .
بدان كه « ماتن اسباب و علامات » ، اين مرض را از اقسام جوع البقر شمرده و « شارح » بر عدم منفعتش به طريق ايما گفته : « و الشيخ قد وضع له بابا مستقلا ؛ لأنّ المعدة فى هذا الجوع لا يكون عايقة [ مشتملا ] للغذاء كما فى بوليموس » « 2 » .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Fainting appetite.
( 2 ) . ترجمه : « شيخ ، براى مرض جوع مغشى ، بابى مستقل ايجاد نموده ؛ زيرا در اين مرض ، معده بر غذا مشتمل نمىشود ؛ ولى در جوع البقر - بوليموس - مشتمل مىشود » . م .