تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
بدان كه اين قسم جوع البقر بعد [ از ] شهوت كلبى مىافتد ؛ زيرا كه ما دام كه برد فم معده مفرط نيست ، شهوت كلبى مىآرد ؛ چنانچه گفته شد . و چون مفرط شود ، جوع البقرى احداث نمايد ؛ چنانچه گفتيم ، قسم مذكور نسبت به قسمين آخرين ، كثير الوقوع است و بيشتر كسانى را مىافتد كه در سرماى شديد سفر كنند و سرمازده گردند ؛ خاصه كه قبل از آن گرسنگى كشيده باشند يا تقليل غذا ورزيده . و ظاهر است كه برد شديد ، مكثف معده است و مبطل قوّت حسّ و قوت جذب وى ؛ خصوصا اگر معده سريع الانفعال باشد و از غذا خالى ؛ زيرا كه اثر برد خارجى در معدهء تهى بيشتر و اسرع‌تر است . علاج : اندر حالت غشى ، آب سرد بر روى زنند و عطريات ببويانند و اطراف بربندند و بمالند و به سوزن‌ها او را برنجانند و موى ناصيه و بناگوش بركنند و به مقويات قلب و معده چون مشك و رامك و ورد و سنبل و مصطكى و عود بر معده ضماد نمايند و هرچه در غشى مذكور است به كار برند . و هنگام افاقت ، بگيرند گلاب و عروق گاو زبان و عرق بيدمشك و اندر اين شراب ممزوج ، نان تر كنند و به خوردن دهند . و باشد كه نان در آب سيب دهند . و از اغذيه ، هرچه سريع الانهضام و النفوذ بود اختيار نمايند ؛ چون مرقه كه ساخته باشند از چوزهء مرغ و نخود و زيره و دارچينى و عود . [ و ] بهر تبديل مزاج معده ، ترياق و سنجرنيا و جوارش به زور و مانند آن استعمال نمايند و چيزهاى گرم بر معده ضماد فرمايند .

[ 890 ] قسم دوم : آنكه بلغم غليظ لزج بر فم معده حاوى شود

و آن را درپوشد ؛ پس طبيعت به دفع كوشد و از جذب تنفر كند . و از آنكه مادهء بلغم بالاى جرم معده ملتصق مىباشد ، از لذع سودا و اثر امتصاص عروق كه تقاضاى اعضا واجب مىكند ، متنبه نشود و خبردار نگردد فم معده تا جوع پديد آيد .

[ 891 ] قسم سوّم : آنكه خلط رقيق بلغمى يا صفراوى در جرم فم معده نافذ شود

و در ليف وى منتشر گردد و مزاج آن را تباه سازد و بدان سبب جاذبه ضعيف شود بر سبيل استرخا و شهوت باطل گردد . علامت بلغم غليظ باشد يا رقيق همان است كه در سوء مزاج معده ذكر يافته . و كذلك علامت صفرا . و امّا غثيان و تهوع ، لازمه هر دو است . و ظهور غشى اندر جميع اصناف جوع البقر واجب لازم است .