[ 888 ]
فصل [ هشتم ] : در جوع البقر
« 1 » اين ، مرضى است كه تمام اعضا محتاج غذا باشند امّا معده ، كاره و متنفر بود از غذا و گرسنگى كه عبارت است از تقاضاى معده هيچ پديد نيايد ؛ لهذا گفتهاند كه فى الحقيقت مرض مذكور ، ضد جوع است و اطلاق جوع ، نظر به افتقار اعضا است و گرنه تا در فم معده طلب پديد نيايد ، جوع نخوانند . و اهل يونان ، مرض مذكور را « بوليموس » گويند و ترجمهء موس ، جوع است و معناى بولى ، چيزى بزرگ و كلان . و از آنكه گرسنگى و افتقار اعضا در غايت شدت و بزرگى مىباشد ، آن را به بقر تشبيه كردهاند يعنى گرسنگى است كه از نهايت بزرگى به گاوى ماند . و اين ، مستعمل است كه شى بزرگ و كلان را به گاو يا به فرس تشبيه مىدهند .
مرض مذكور ، بهحسب سبب بر سه قسم است :
[ 889 ] اول : آنكه سوء مزاج بارد مفرط در جميع اجزاء فم معده عارض شود
به حدى كه قوت حس و قوت جذب آن را باطل سازد و اين بطلان ، در جميع معده سرايت كند . از آن است كه صاحبش يك لقمه هم نمىتواند فروبرد ؛ زيرا كه ازدراد و بلع ، به غير معاونت جاذبهء طبيعى معده صورت نبندد و او خود باطل شده . و از آنكه قوت حاسه نيز باطل مىگردد ، از امتصاص عروق و لذع سودا خبردار نمىگردد فم معده تا شهوت طعام رو نمايد .
علامت اين قسم ، آن است كه ضعف و سقوط قوت و هزال بدن ، روز به روز زياده شود براى فقدان بدل ما يتحلل و شهوت طعام باطل باشد . و چون دست بر فم معده نهند سرد نمايد نسبت به بدن ؛ امّا اين علامت در اواخر ظهور مىنمايد جهت استيلاء برد و مقهور شدن حرارت غريزى . و غشى نيز از لازمهء اين مرض است جهت تحليل روح و فقدان غذا و تأذّى دل از مشاركت معده .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Bulimia.