علامت اين قسم آن است كه آروغ ترش آيد و تقدم نزله گواهى دهد . و براز كثير المقدار و رطوبتدار بود . و تشنگى كمتر باشد . و هرچه خورده شود ، بسيار باشد كه فى الفور به قىء مندفع گردد و همچنان باز ميل به طعام غالب شود .
علاج : نخستين ، منع نزله كنند تا مدد سبب گسسته شود ؛ پس بهر تنقيه ماده ، ايارج فيقرا و حبّ صبر دهند چند كرّت [ يعنى چند مرتبهء با فاصله ] . و براى تغذيه ، مرغ فربه و شورباى مرغ كه چرب باشد و در او دارچينى و صعتر و كمون و فلفل بود مقرر سازند . و كمونى ، مفيد است . و عند نرمى طبع ، خوزى سودمند است . و چون در امراض سر تدبير منع نزله ذكر يافته ، در اينجا مكرر نكرديم .
[ 887 ] قسم پنجم : در آنكه در معده و روده متولد شود كرم و حيات كبار
پس هرچه مريض بخورد ، آن را كرم جذب كند و به خود كشد و معده خالى ماند و بدن را بهره نرسد ؛ پس اعضا طالب غذا باشد و شهوت ، موجود بود .
علامت و علاج اين قسم : از فصل ديدان كه در باب امراض امعا گفته شود بجويند . و ظاهر است كه خروج ديدان از شكم احيانا و احساس حركت آن ، دليل قوى است . و تدارك وى ، قتل و اخراج وى است .