تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
علامت اين قسم آن است كه آروغ ترش آيد و تقدم نزله گواهى دهد . و براز كثير المقدار و رطوبت‌دار بود . و تشنگى كمتر باشد . و هرچه خورده شود ، بسيار باشد كه فى الفور به قىء مندفع گردد و هم‌چنان باز ميل به طعام غالب شود . علاج : نخستين ، منع نزله كنند تا مدد سبب گسسته شود ؛ پس بهر تنقيه ماده ، ايارج فيقرا و حبّ صبر دهند چند كرّت [ يعنى چند مرتبهء با فاصله ] . و براى تغذيه ، مرغ فربه و شورباى مرغ كه چرب باشد و در او دارچينى و صعتر و كمون و فلفل بود مقرر سازند . و كمونى ، مفيد است . و عند نرمى طبع ، خوزى سودمند است . و چون در امراض سر تدبير منع نزله ذكر يافته ، در اينجا مكرر نكرديم .

[ 887 ] قسم پنجم : در آنكه در معده و روده متولد شود كرم و حيات كبار

پس هرچه مريض بخورد ، آن را كرم جذب كند و به خود كشد و معده خالى ماند و بدن را بهره نرسد ؛ پس اعضا طالب غذا باشد و شهوت ، موجود بود . علامت و علاج اين قسم : از فصل ديدان كه در باب امراض امعا گفته شود بجويند . و ظاهر است كه خروج ديدان از شكم احيانا و احساس حركت آن ، دليل قوى است . و تدارك وى ، قتل و اخراج وى است .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 627 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى