تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
آفت در ذات طعام . دوم ، سوء تدبير اكل و شرب . سوّم ، امور وارديه كه بالاى تناول طعام اتفاق افتد : اما : رداءت طعام ، بر دوگونه : يكى ، آنكه به كيفيت باشد . دوم ، آنكه به كميت بود : طعام ردىّ الكيفيت ، اقسام است : يكى ، آنكه فى نفسه سريع القبول باشد مر فساد را ؛ چون لبن حامض و سمك طرىّ [ يعنى ماهى تازه ] . دوم ، آنكه به سبب غلظت ، بطى القبول بود مر اصلاح را چون لحم جاموس [ يعنى گوشت گاوميش ] . سوّم ، آنكه شديد الحرارت باشد چون عسل يا شديد البرودت چون كدو . چهارم ، آنكه بدبو بود و نامرغوب طبيعت باشد . و ظاهر است كه طعام مكروه الرايحه را طبيعت انسان قبول نمىكند و غذائى كه طبع از وى تنفر كند و ميل بر آن ننمايد ، جهت نامشتمل شدن معده بر وى فساد مىپذيرد . و عام است كه نامرغوبى و كريه‌الرايحى در ذات آن غذا باشد يا در صنعت آن كسب نموده . و [ طبيعت ] بعضى انام كالانعام كه امتياز از ايشان مفقود است [ و طبيعت ايشان تنفر از اغذيهء نامطلوب ندارد ] ، از درجه اعتبار ساقطاند . رداءت به كميت ، دوگونه است : يكى ، آنكه خورده شود طعام زياده بر آنكه بايد . و ظاهر است كه چون غذاى بيشتر از مقدار بايست بود ، معده از هضم وى عاجز مىشود و اين بدان ماند كه هيزم بسيار به آتش قليل المقدار افتد . چون چنين باشد ، طعام ، غير فاسد بلكه غير منهضم منحدر شود . و باشد كه قوت ماسكه قوى باشد و آن را زمانى طويل در معده بدارد و حرارت غريب در وى متصرف شود و آن را فاسد سازد . دوم ، آنكه خورده شود طعام كمتر از آنكه بايد از حرارت معده آن غذاى قليل سوخته شود . و اين نوع در آنجا صورت گيرد كه معده نارى و قوى الحرارت بود و ماكول ، چيزى لطيف و به غايت قليل باشد . [ 841 ] انتباه : ردائت به كميت طعام نسبت بدان‌چه از ردائت كيفيت او باشد قليل المضرت است ؛ زيرا كه از طعام كثير كه صالح بود ، بدن را بهره مىرسد به‌قدر تصرف معده در وى