فايده : غذائى كه هضم وى ردى بود ، مقبول طبيعت نيست و در اكثر ، جذب نمىكند آن را جهت اغتذا . و اگر به واسطهء ضرورت و شدت حاجت بهر اغتذا منجذب شود ، ايمن نتوان بود كه استسقا آرد و سرطان و برص و ديگر امراض رديّه احداث نمايد .
امّا تخمه ، آن است كه طعام در معده البته هضم نشود و همچنان باقى ماند ، پس از دو بيرون نيست يا آنكه منحدر نشود يا آنكه مستطلق گردد به افراط . و باشد كه فاسد شود و مستحيل گردد به جوهر غريب .
انتباه : ضعف هضم ، نقصان هضم است و تخمه ، بطلان آن . و مراد از نقصان و بطلان هضم ، آن است كه در هضم آفت افتد به سبب فاعل وى كه قوت هاضمه است ؛ يعنى در قوت هاضمه فتور راه يابد ؛ بخلاف فساد هضم كه عبارت است از وقوع آفت در هضم نه به سبب فاعل وى ؛ يعنى قوت هاضمه كامل باشد ليكن هضم ردّى شود .
بدان كه اسباب ضعف هضم و تخمه و فساد هضم ، بر چندگونه است بهحسب هر سبب به قسم علىحده بيان كنيم و بالا گفته شد كه اسباب اين هر سه يكى است :
[ 839 ] قسم اول : آنكه سوء مزاج ساذج باشد .
قسم دوم : آنكه تولد اخلاط فاسده در معده يا انصباب آن در وى از عضو ديگر سبب باشد .
علامات و معالجات جميع اقسام سوء مزاج ساذج و مادى در وجع المعده مذكور شده و در اينجا نيز فرق در ساذج و مادى بيان كنيم . و ظاهر است كه اهمترين امور ، تعرّف مرض است ؛ زيرا كه هرگاه مرض متحقق شود ، علاج سهل باشد : ساده را تبديل و مادى را تنقيه . و فرق بينهما آن است كه در ساذج ، معده سبكتر باشد ؛ زيرا ماده ندارد . و اگر طعام چند خورده شود و به قىء مستفرغ سازند با طعام مقذوفه ، هيچ جوهر غريبه كه بر وجود خلط دلالت كند نبرآيد . و ايضا ساذج ، مزمن و عسر البرء مىبود ؛ بخلاف مادى كه در وى گرانى معده و ظهور جوهر غريب در قىء با وجود جيدى ماكول لازم است و سهل العلاج است ؛ زيرا كه حدوث مادى از مجاورت جسمى است مر هاضمه را و اخراج و دفع وى جسم [ را ] آسان است ؛ خصوصا از معده و « الساذج ليس كذلك » ؛ زيرا كه تبديل مزاج ، مهلت طلب است .