تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
[ 807 ]

باب [ دوازدهم ] : اندر امراض معده

[ 808 ] آن ، جسمى است مستدير الهيئة ، مركب از گوشت و عصب و عروق شرائين . و همگى منقسم است به سه جزو : مرى و فم معده و قعر معده : اما مرى ، از اقصاى دهن ابتدا كرده است و تا مقطع عظام قصّ رسيده و در باب امراض قصبه و مرى بيان كرده شد . اما فم معده ، محل او انتهاى مرى است و اول معده و وى از گوشت عارى است و حس بسيار دارد و گروهى آن را فواد گويند و نام دل بر وى نهند . امّا قعر معده ، موضع او بالاى ناف است و در اين جايگاه گوشت بسيار است جهت هضم غذا به وجه اكمل . و بايد دانست كه معده دو طبقه است داخل آن عصبانى است بهر حس و خارج آن لحمانى براى مدد هضم و تكون حرارت . و مراد از آنكه در قعر معده گوشت بسيار است ، نه آن است كه در طبقهء باطنه متقعره گوشت است بلكه آن است كه در طبقهء خارجيهء اين موضع گوشت بيشتر است نسبت به ديگر اجزاى وى . و ليف‌هاى طبقه اندرونى ، بعضى دراز است و بعضى توريب تا جذب و امساك حاصل شود . و ليف‌هاى طبقهء بيرونى از پهناست تا دفع فضله نمايد . و اندر مرى هيچ ليف مورب نيست ؛ بهر آنكه به امساك كار ندارد . بدان كه شاخى از عصب حس به فم معده اندر آمده است و در وى گسترده تا بدان آلت ، حس نقصان غذا زودتر به دو رسد . و حكيم مطلق ، ديگر اجزا معده را و هيچ اندام ديگر را اين حس نداده است ؛ بهر آنكه اگر همهء اندام ، حس گرسنگى چنانچه فم معده مىيابد يافتى ، مردم روزه‌دار همهء روز رنجور بودى و همه اندام گرسنگان در خارش و سوزن آمدى و هيچ‌كس طاقت آن نداشتى كه يك نوبت طعام او بازپس افتد . پوشيده نيست كه كيلوس در معده مىشود ، پس آنچه خلاصه است ، به توسط رگ‌هاى موىمانند كه در قعر معده و جگر پيوسته است به سوى جگر منجذب مىشود و