تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
و زعفران [ به ] مقدارى كه بايست گرفته و كوفته ، در لتهء كتان بسته ، در اين ماء العسل گذارند تا هنگام جوشيدن . و شرب وى ، از چهار توله تا هفت توله است . قسم سيم : سوء مزاج يابس . و علامت وى آن است كه نبض ، صلب و صغير و متواتر بود و بدن بگدازد و لاغر شود ؛ امّا لاغرى اين قسم از هزال قسم اول آنكه حار است كمتر مىباشد . و از خواص اين قسم است كه مريض از امور نفسانيه كه خوف و فزع و غضب و غم است زودتر منفعل نشود و بعد از انفعال ، تا زمان طويل متأثر مىباشد و بىخوابى و سرفهء خشك پيدا بود . علاج : ماء الشعير ، روغن بادام آميخته و شكر افزوده بنوشند . و از اغذيه ، آنچه مبرد مرطّب بود تناول نمايند . و آنجا كه تب نباشد ، سودمندترين اشيا نوشيدن شير تازه است و آنجا كه تب باشد ، اقتصار بر ماء الشعير و روغن بادام اولى است . و از بهر ازالهء يبوست ، قيروطى اخضر « 1 » بر سينه ماليدن به غايت مفيد است . و هرچه براى تب دق گفته آيد در اينجا از وى مقصود گشايد . قسم چهارم : سوء مزاج تر . و علامت وى آن است كه نبض ، لين و بطى و مختلف بود . و امور نفسانيه ، زودتر اثر كند و پايدار نباشد ؛ زيرا كه رطوبت ، هم‌چنان كه زودتر منفعل مىشود به اثر موثر ، كذلك سريع‌تر هم زايل مىگردد از وى آن اثر ؛ بر خلاف يبوست كه اخذ و ترك هر دو در وى به عسر مىباشد . علاج : تلطيف و تقليل غذا كنند . و ادويهء مجففهء قلبيه چون قرنفل و زعفران و بادرنجبويه استعمال نمايند . و سكنجبين عسلى و شراب انار نعناعى مفيد است . و رياضت معتدل و حمّام مسخن ، سودمند . و غذا ، آب نخود و گوشت بريان بايد . و آنجا كه آب در دهان بسيار گرد آيد ، به حبّ صبر و حب ايارج استفراغ شايد . و در قسم اول گفته شد كه هر سوء مزاج كه مادى باشد ، تنقيهء ماده ضرورى است و الا تبديل ، كافى . و سوء مزاج اگر مركب باشد ، علاج نيز مركب بايد كرد . بدان كه سوء مزاج دل آنچه محكم بود ، علاج‌پذير نباشد و آنچه غير محكم بود ، علاج دشوار پذيرد .
هامش
( 1 ) . صفت آن : بگيرند موم سپيد و روغن كدو و روغن بنفشه بگدازند و در آب گشنيز سبز و كاهو كف‌مال كنند . و لهذا سمّيت بالاخضر .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 543 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى