تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
[ 745 ]

فصل [ اول ] : اندر سوء مزاج دل

« 1 » وى چهار قسم است : اول : آنكه گرم باشد . علامت وى آن است كه نفس عظيم بود . و نبض ، سريع و عظيم و متواتر . و سينه گرم باشد و تشنگى ، غالب . و غم و اندوه و بىقرارى و سوزش ، لازم بود . و هواى سرد راحت دهد . و بدن لاغر شود ؛ زيرا كه سوء مزاج دل در جميع بدن سرايت مىكند . علاج : اقراص كافور « 2 » و شربت‌هاى خنك كه به قلب مناسب بود چون شراب ريباس و انار و صندل و مانند آن بنوشند . و صندل و كافور و گلاب بر سينه نهند و هواى سرد مسكن سازند و چيزهاى سرد ذى عطرية ببويند و مبرّدات تناول كنند . و آنجا كه امتلا سبب باشد ، فصد واجب شمارند . [ 746 ] فايده : در جميع اقسام سوء مزاج ، به خاطر بايد داشت اگر مادى بود و مانعى نباشد ، نخستين تنقيهء ماده كنند و آنجا كه به فصد احتياج شود و ممكن نباشد ، ما بين الكتفين حجامت بايد نمود . و در فصد و اسهال ، رعايت تب و غير تب مرعى بايد داشت . و تبريد به حسب احتياج بايد گزيد ؛ مثلا اگر حرارت قوىتر بود ، قرص كافور دهند و گرنه ، به مبردات ديگر « 3 » اطفا نمايند . و در اختيار مبردات ، قبض و نرمى طبع نيز ملحوظ دارند ؛ مثلا اگر طبع قابض باشد ، آب تمر هندى و آلوبخارا و مانند آن اختيار نمايند . و اگر طبع را نرمى بود ، شيرهء خرفه و شربت نارنج و شربت ليمو و جز آنكه بارها مذكور شده نوش فرمايند .
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :ILL temperament of the heart. ( 2 ) . صفت قرص كافور : بگيرند طباشير و گل سرخ و نيلوفر ، از هريك چهار درم ؛ تخم خرفه و مغز تخم خيارين و مغز تخم كدو ، هريك سه درم ؛ سرطان نهرى بريان كرده [ و ] رب السوس ، از هريك يك درم ؛ زعفران و كافور ، از هريك دو دانگ ؛ صمغ و كتيرا ، از هريك يك درم و نيم ؛ ترنجبين ، ده درم ، كوفته و بيخته به لعاب بهدانه بسرشند و اقراص كنند به كار برند . ( 3 ) . صفت سفوفى كه دل گرم را سود دارد : بگيرند گل سرخ و طباشير ، از هريك ، يك درم ؛ گشنيز خشك ، دو درم ؛ كافور ، نيم دانگ ؛ شربت يك مثقال در آب سيب .