[ 742 ]
باب [ دهم ] : اندر امراض قلب
[ 743 ] آن را دل گويند . و وى ، عضوى است مركب از گوشت و عصب و غشا و غضروف . و ليفها و رگهاى شريانى از وى رسته است . و گوشت او سخت است و غليظ . و غضروفهاى او قويتر از ديگر غضروفها است . و غشاى او به غايت صلب است و هيچ غشا و عضوى ديگر بدين سختى نيست . و ايضا غشاء وى از وى جداست و باهم ملتصق نيست . و اين همه بهر آن است كه دل عضو شريف است [ و بايد ] از آفت محفوظ باشد و آسيب به زودى به دو نتواند رسيد . و دل ، صنوبرىشكل است و قاعده او كه عبارت است از طرف بزرگ و آكنده و اصل اوست ، سوى بالاست و شرائين از اين طرف رسته است . و رباطها كه او را برقرار مىدارد بدين طرف پيوسته است . و غضاريف نيز هم در اين سمت است ؛ بهر آنكه بنياد دل است و منفعت غضروف آنست كه بنياد وى استوار باشد .
دل ، دو بطن دارد : يكى ، جانب راست . دوم ، جانب چپ ؛ امّا بطن ايمن ، مملو است از خون كثير و روح قليل و نسبت به بطن ايسر فراختر است . امّا بطن ايمن ، مملو است از خون كثير و روح قليل و نسبت به بطن ايسر فراختر است . و در بطن ايسر ، روح بسيار است و خون اندك ؛ امّا خون بطن يمين غليظتر است ؛ بهر آنكه گوشت دل صلب است و غذاى وى غليظتر بايد . و خون بطن ايسر رقيقتر است ؛ جهت آنكه با روح آميخته است و گوشت بطن ايمن لطيفتر است ؛ بهر آنكه خون غليظتر از وى به آسانى برون تواند شد . و گوشت بطن ايسر ، غليظتر است و صلبتر ؛ بهر آنكه خون وى گرمتر و رقيقتر است و با روح آميخته [ و لذا ] به سبب سختى وعاء ، برون نه برآيد و روح به تحليل خرج نشود .
ما بين البطنين تجويف است و هر دو بطن اندرين تجويف گشاده است ؛ پس گويا جمله سه تجويف است : دو بزرگ كه عبارت از بطن ايمن و ايسر بود . و يكى خرد كه بينهما