تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
متورم شود و اين ، حجابى است كه با حجاب حاجز كه ما بين اعضاى غذا و اعضاى تنفس واقع است اتصال دارد . و بايد دانست كه جمهور ، اين حجاب حاجز را « ديافرغما » گويند ؛ بخلاف « صاحب اسباب و علامات » كه حجاب معترض بين المعده و الكبد را بدين نام خواند . اين مرض را دو علامت است : يكى ، آنكه در عقل زوال افتد و سعال بلااهمال يعنى مفرط باشد به غير نفث . امّا عدم نفث نزد جمهور در ابتدا است ما دام كه ماده خام است ؛ ليكن نزد « سمرقندى » مطلق است به واسطهء حيلولت حجاب حاجز ميان اين حجاب و شش . دوم ، آنكه تب به شدت باشد و وسواس بسيار بود و شراسيف گرم نمايد و به جانب راست كه طرف جگر است وجع ناخس رنج دهد و تزحّر [ يعنى دفع ] و قذف [ يعنى قىء ] مقدور نباشد و اگر قذف و تهوع افتد ، از شدت وجع غشى عارض گردد . و وسواس ، گاهى كاهد و گاهى افزايد . و تشنگى غالب باشد . [ 736 ] فايده : وجه اختلاط ذهن و حدوث ديگر اعراض سرسام در برسام به قول « صاحب اسباب » كه « سمرقندى » باشد آن است كه : اين حجاب نزد او با حجب دماغيه مواصلت دارد ؛ زيرا كه مىگويد كه از حجب دماغى طرفى فرود آمده است و منبسط شده و اين حجاب از وى متولد گشته . امّا جمهور اطبا مىگويند كه حجاب حاجز با عصبى كه از دماغ به سوى وى فرود آمده است مشاركت دارد و ابخرهء حادّه از آن عصب به سوى دماغ برمىآيد و احداث عوارض سرسام مىنمايد . امّا فرق در سرسام و برسام بعد [ از ] مشاركت اينها در اين عوارض ، آن است كه در سرسام ، نخستين ، اختلاط ذهن پديد مىآيد بعده [ يعنى پس از آن ] عوارضات ديگر به تبع وى روى مىنمايد ؛ چون عطش و قلق و جز آن . و ايضا در سرسام ، دم زدن در اول علت به دم زدن طبيعى نزديك مىباشد ، پس متواتر مىشود و هم از ابتدا چشم سرخ مىگردد و رگ‌هاى او ممتلى و برخواسته مىشود و سياهى چشم بالا كشيده مىگردد ؛ بخلاف برسام كه در وى اندر ابتدا تب و غشى و سوء تنفس پديد مىآيد و احوال چشم به سلامت مىباشد بعده [ يعنى پس از آن ] ديگر اعراض كه مخصوص برسام است روى نمايد . علاج : رگ باسليق و ابطى زنند و بر ساقين حجامت كنند مع الشرط . و بر موضع درد و نخس ، چيزهاى منضج و محلّل طلا نمايند ؛ چون بابونه و بنفشه و خطمى و آرد باقلا و