تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
است كه استنشاق هوا متعذر شود ؛ زيرا كه اين غشا بر تنفس معين است . و هرگاه همگى بياماسند ، از حركت انبساط بازمىماند و جذب نسيم نتواند كردن ؛ لهذا صاحب اين مرض را واجب است كه هيچ حركت نكند ؛ بهر آنكه حركت ، تنفس عظيم مىآرد و آن ، خود محال ؛ پس هلاكت به اختناق موجود است فى الحال . و از آنكه مرض مذكور در اكثر به سبب اختناق به هلاكت مىانجامد ، به خانقه مسمى گشته . و ديگر نشان اين قسم ، آن است كه بر هيچ شكل نتواند خوابيد مريض . و چون سرفه آيد ، از شدت الم بىهوشى روى نمايد . علاج : آنچه در مقالهء نخستين گفته شد به عمل آرند و فصد از هر دو دست لازم شمارند . [ 733 ]

مقالهء چهارم : در شوصه

« 1 » وى آن است كه حجابى كه بر باطن اضلاع خلف است متورم شود . و بعضى شوصهء صحيحه ، ذات الجنب صحيح را گويند . و علامت شوصه آن است كه مريض حركت نتواند كرد و بر هيچ شكل نتوان خسبيد . بايد دانست كه مدّه شوصه ، به جانب سينه و شش كمتر است كه مرتقى شود ؛ زيرا كه انضمام و پيوستن ريه به اين پرده ، زمان طويل نيست . « و لا يخفى أنّ الرية لا تشرّب المادة الكثيرة من الاعضاء المجاورة الملاصقة لها الّا إذا كان بينهما الإنضمام زمانا طويلا » « 2 » . اسباب اين ، همان است كه در ذات الجنب صحيح گفته شد . و كذلك ، علامات هر سبب پوشيده نيست از آنكه ذكر يافته . علاج : تدبير صواب آن است كه نخستين حقنه كنند . و از استعمال اضمده محلّل بود يا جاذب يا منضج دست بازدارند كه مضر است . و همگى در آن كوشند كه ماده به ظاهر جلد مستفرغ شود . و اين ، چنان باشد كه قدح نارى كه در مبحث طحال ذكر يابد اين جايگاه نهند يا وضع محاجم فرمايند . و بعده [ يعنى پس از آن ] انجير و خردل ضماد
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Pleurisy of false ribs. ( 2 ) . ترجمه : مخفى نماند كه ريه هيچ‌وقت از اعضاى مجاورش كه به آن چسبيده‌اند مادهء زيادى را به خود جذب نمىكند مگر اينكه در مدتى طولانى به هم متصل باشند . م .