تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
[ 740 ]

فصل [ دوازدهم ] : در جمود « 1 » الصدر

اين را برد الصدر نيز گويند . و وى آن است كه عضله‌هاى سينه و حجاب‌هاى شش سرد شود و كثيف گردد و نوعى از تمدد در آنها پديد آيد و بدان سبب ، سينه منبسط و منقبض نتواند شد چنانچه بايد و ناچار نفس به انتصاب [ يعنى سختى ] برآيد . و سبب اين مرض ، رسيدن سردى است بر سينه چون ملاقات هواى سرد و برف [ و ] نوشيدن آب سخت سرد [ و ] غوطه زدن [ در ] آن . و علامت وى ، تقدم سبب است و سردى و جمود سينه . علاج : بهر تسخين سينه ، در روغن قسط و روغن سوسن ، جندبيدستر حل كنند و بمالند . و سداب و صعتر و فوتنج و حلتيت و افسنتين و جندبيدستر كوفته و بيخته ، با عسل و روغن جوز آميخته ، بر سينه ضماد نمايند . و به آب گرم يا به طبيخ گرم حشايش گرم تكميد كردن ، به غايت مفيد است . بايد كه در علاج اين مرض مهلت روا ندارند ؛ زيرا كه گاه باشد كه يكبارگى بكشد ؛ جهت آنكه برودت اين اعضا به دل متجاوز شود و آن را سرد كند و حرارت غريزى را بميراند تا نفس به سبب عدم مطاوعت آلات وى فروماند . [ 741 ] فايده : گاه باشد كه خوردن افيون ، جمود الصدر آرد ؛ زيرا كه افيون از شدت برودت و يبوست ، منجمد سازد حرارت غريزى را و در رطوبت نيز انجماد و غلظت و جفاف مىآرد [ و ] از آن است كه شارب آن را برد اطراف و خدر و ضيق حلق و اعتقال زبان و جز آنكه از لوازم اوست ملازم مىشوند . و گاه باشد كه بكشد . و گاه باشد كه دخان أسرب كه هنگام گداختن مرتفع مىشود ، جمود الصدر مىآرد ؛ زيرا كه دود اسرب ، سرد مىكند دل را و فرومىنشاند حرارت را و خشك مىسازد رطوبات را و كثيف مىگرداند آلات تنفس را و احداث ضيق و صغر مىكند در نفس و گاه باشد كه خناق مهلك آرد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Catalepsy.