تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
و مغز قلم گاو از مسكنات است كه اگر در اين ضماد بيفزايند بهتر باشد . [ 734 ]

مقالهء پنجم : در ذات الصدر « 1 » و ذات العرض

« 2 » بايد دانست كه در سينه حجابى است كه از مقابل و برابر منصف عظام القصّ كه آخر آن غضروف حنجرى است ناشى شده است [ و تبديل ] به دو شق [ شده است ] : شقى از طرف پسين و شقى از جانب سينه . و اين هر دو تا ملتقى الترقوتين رسيده‌اند و در آنجا به هم پيوسته و فى الحقيقه ، اين دو غشا است كه بدين موضع قسمت يافته است ؛ پس اگر شقى كه به جانب سينه برقص موضوع است متورم شود ، ذات الصدر گويند و اگر شقى كه به جانب پشت موضوع است بر فقار بياماسد ، ذات العرض خوانند . امّا علامت ذات الصدر ، آن است كه بيابد عليل وجع مستطيل [ يعنى طولانى و به فاصله‌يى ] از ثقبهء نحر « 3 » تا فم معده . و خسبيدن بر سينه و نگريستن بر قدمگاه و برداشتن سر ممكن نباشد ؛ امّا بر پهلو و بر صلب توان خوابيد . علامت ذات العرض ، آن است كه وجع ما بين الكتفين باشد . و بر صلب نتوان خوابيدن . و چپ و راست التفات نتوان نمودن . و چون سرفه آيد ، قلق و بىقرارى افزايد به شدت وجع . و اسباب و علامات آن ، همان است كه در ذات الجنب ذكر يافته . [ علاج ] : كذا علاجه [ يعنى مانند همان ذات الجنب است ] ؛ ليكن بايد دانست كه در ذات الصدر ، ادويهء ضماد بر سينه بايد نهاد و [ در ] ذات العرض ، ما بين الكتفين . [ 735 ]

مقالهء ششم : در برسام

« 4 » اين لفظ ، همچون لفظ سرسام از كلمه فارسى و كلمه يونانى مركب است : « بر » ، سينه را گويند و « سام » ، آماس را . و وى آن است كه حجابى كه ما بين معده و كبد حايل است ،
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Anterior mesodmitis. ( 2 ) . قاموس القانون :Posterior mesodmitis. ( 3 ) . ثقبهء نحر ، ملتقى الترقوتين را گويند ؛ يعنى موضعى كه هر دو سر چنبر گردن باهم پيوسته است . و آن ، جايى است كه چون آدمى سر خود را مراقب كند [ يعنى پائين افكند ] . زنخدان بدان جايگاه مىرسد بلاتخلف . ( 4 ) . قاموس القانون :Diaphragmatitis ; pleurodynia ; pleurisy.