زبان ، سياه و خشك و درشت گردد . و نفث ، ديرتر ظاهر شود و به عسرت برآيد و سياه رنگ باشد . و قسم سوداوى ، جهت غلظت و خباثت و بطوء نضج ، در اكثر مؤدّى مىگردد به هلاكت .
علاج : رگ زنند . و بهر تطفيه ، آنچه در اقسام سابقه مذكور است به كار برند . و بر موضع درد ، ضمادى كه از برگ كرنب و بنفشه و بابونه و تخم خطمى جمع باشند مدام نهاده دارند و بهر ارخاى موضع و تليين و ترطيب ماده و اعانت نضج و تخفيف وجع ، آب گرم تنطيل نمايند و به حقنهء لينه طبع را فرود آرند .
بايد دانست كه هرگاه ميل ماده به اسفل باشد چنانچه بالا گفته شد ، نفع تليين از فصد افزونتر است ؛ جهت جذب ماده به جانبى كه او مايل است .
قسم چهارم : در ذات الجنب خالص بلغمى : از تقرير سابق ، مفهوم شده باشد كه ما دام كه بلغم عفونت و حدّت كسب نكند [ و معلوم نشود كه ] در اغشيه درآمده ، ورم پيدا نمىتواند كرد و لهذا ذات الجنب خالص ، از مادهء سودا و بلغم كمتر افتد . و علامت اين قسم ، وجع ثقيل است و خفت در تب و قلت نخس و سپيدى نفث ؛ امّا در ابتدا اندكى مايل به سرخى مىباشد به واسطهء اختلاط بلغم با خون . و قسم بلغمى ، اسلمترين انواع است ؛ زيرا كه بلغم ، حرارت و حدّت كمتر دارد و باوجود آن ، زود پخته مىشود .
علاج : رگ زنند و هرچه در اقسام سابقه مذكور است از تليين و تضميد و تنطيل و تطفيه بهحسب احتياج به كار برند ؛ امّا بايد كه در تطفيه افراط نكنند تا در ماده ، غلظت و خامى نيفزايد و بيمار را بفرمايند كه ماء الشعير كه قدرى نخود و تخم باديان در وى پخته باشند بنوشند . و بهر تقطيع ماده و تلطيف آن ، شراب زوفا بليسند .
[ 730 ] مقالهء دوم : در ذات الجنب غير خالص
آن را ذات الجنب مغالط و غير صحيح نيز گويند . و وى آن است كه عضلهها كه فيما بين اضلاع واقعاند بياماسند ؛ يا غشايى كه اضلاع را از خارج در پوشيده است و مجلّل وى است متورم شود .
ببايد دانست كه در سينهء همگى چهارده ضلع است ؛ از هر جانب هفت . و ما بين هر دو ضلع ، عضلهايست كه انبساط و انقباض سينه بدان عضلات حاصل مىشود ؛ پس همگى