[ را ] ملاحظه نمايند : اگر قابليت داشته باشد ، قبل از بروز سياهى در خون ، رگ ببندند لكن به تدريج برهمى آرند تا غشى نيفتد . و اگر طاقت نداشته باشد و در مقدارى اندك سياهى ظاهر نشود ، بهقدر مناسب برگيرند و بربندند و انتظار سياهى نكشند . و بسيار باشد كه حركت او از يك روز بيش نماند ؛ لهذا « صاحب ذخيره » مىنويسد كه : روز نخست ، خون از جانب مخالف برآرند و بعد از يك شبانهروز ، از طرف مقابل ؛ زيرا كه فصد مقابل ، بايد كه بعد از استقرار ماده باشد . و اين همه از تصرفات ، موقوف بر رأى طبيب حاذق است .
بعد از فصد اگر مناسب دانند ، طبع را به نقوع عناب و سپستان و آلوى شيرين و مويز منقّى و انجير فرود آرند . و باشد كه لب خيارشنبر و ترنجبين در اين نقوع بيفزايند و ماء الشعير بنوشند ؛ كه با وجود تغذيه ، در تسهيل نفث مددكار است . و اگر با بنفشهء مربّى با شربت بنفشه مركب سازند ، بهتر باشد . و بايد كه بنفشه و آرد جو و خطمى در آب گرم و روغن بابونه سرشته ، به مقدارى گرم كرده بر پهلوى دردمند ضماد سازند .
قسم دوم : در ذات الجنب خالص صفراوى : علامتش آن است كه نخس و وجع به شدت باشد . و تب نيز لازم بود . و به دور غبّ مشتدّ شود . و حرقت پيدا باشد و نفث زرد برآيد و نبض ، سريع و متواتر بود .
علاج : هم اندر ابتدا از جانب مقابل وجع رگ زنند و بعده [ يعنى پس از آن ] به نوعى كه در دموى ذكر يافته طبع نرم كنند . و جهت تطفيهء حرارت ، اشربهيى كه سرفهآور نبود چون شراب نيلوفر و بنفشه با لعاب اسبغول آميخته بنوشد و از حموضات و هرچه محدث سرفه باشد بپرهيزند .
فايده : تجويز فصد از جانب مقابل وجع در ابتدا بهر آن است كه خون صفراوى در بدن كثير نيست بدان سبب خوف انجذاب ماده بر موضع ورم كمتر است ؛ بخلاف دموى كه در وى برآوردن خون در ابتدا قبل از استقرار ماده از جانب مقابل ممنوع است ؛ زيرا كه خون در بدن بيشتر است [ و ] در اين صورت ، خوف انجذاب ماده افزونتر ؛ ليكن بايد دانست كه منفعت فصد مقابل ، جهت محاذات و قرب مسافت بسيار است . و امر به فصد مخالف در دموى محض ، براى رفع خوف است ؛ پس اگر طبيب دانا بداند كه مادهء دم به وفارت [ يعنى فراوانى ] نيست و از خوف انجذاب ايمن باشد ، مىتواند كه در دموى هم
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٥٢٢