تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
[ 707 ]

فصل [ هفتم ] : در نفث المدّه

« 1 » اين ، پنج قسم است : يكى ، آنكه ذات الريه يا ذات الجنب متقيّح شود و منفجر گردد و ريم به نفث برون آيد . و ذكر اين دو مرض ، به فصول علىحده نموده آيد . دوم ، آنكه قرحه در شش افتد و ريم وى به سرفه برون آيد و اين را سل گويند و ذكر وى نيز بيايد . سيم ، آن كه در معده دبيله افتد و سر كند و هم‌چنان كه در اختلاف [ يعنى اسهال ] برون آيد ، باشد كه قىء افتد و مدّه به قىء مندفع شود و اين نيز گفته آيد . چهارم ، آنكه در حنجره يا در حلق يا در ديگر اجزاى دهن ورم افتد و متقيّح شود و سر كند و به تتفل و تبزّق يا تنجّع يا تنحنح به‌حسب موجب [ و ] موضع ورم ريم برون همىآيد . و اين مبحث ، از فصل خناق و ديگر آماس اندرونى دهن كه ذكر يافته روشن شود . پنجم ، آنكه در سينه آماس افتد و منفجر شود و باوجود آن در مزاج حرارت قوى نباشد . و علامت وى آن است كه ريم غليظ به سرفهء شديد برون آيد و تقدم خراج سينه و بودن وجع در سينه بر آن گواهى دهد . علاج : بهر تلطيف مدّه تا به آسانى مترشح تواند شد به سوى شش و از آنجا به سهولت بيرون تواند آمد ، بگيرند زوفا و انجير و حاشا و اصل السوس و ايرسا و حلبه [ و مجموع را ] بجوشانند و آب صافى وى بنوشند . و زوفاى تر و قنه و آرد كرسنه و حلبه و تخم انجير و پر سياوشان كوفته و بيخته با روغن بابونه و روغن غار و پيهء ماكيان و عسل بسرشند و بر سينه طلا سازند . و مرّ و زراوند و ميعه و كندر و زرنيخ بسوزند و دود وى فروكشند . و اين‌همه بهر تلطيف است . و پس از آنكه تلطيف حاصل نمايند ، حبوب پاك‌كنندهء سينه و شش در دهن گيرند . صفت آن : بگيرند تخم كتان و حبّ صنوبر و مغز پنبه دانه و حلبه و رب السوس و ايرسا كوفته و بيخته با عسل آميزند و حبوب سازند . [ 708 ] فايده : هر ورم كه در سينه و شش باشد يا در حجب سينه افتد و متقيّح نشود و منفجر گردد ، تدبير تلطيف وى همين است . و در جايگاه هريك نيز بيان نمايد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Pyoptysis ; spiting of purulent matter.