تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
[ 601 ]

فصل [ دهم ] : در حكّة « 1 » الاسنان

اين را دو سبب است : يكى آنكه آب‌هاى مختلفهء ردىّ الكيفيه ، چون ملحى و كبريتى و نطرونى و جز آن نوشيدن اتفاق افتد . و اين ، كثير الوقوع است . دوم ، آنكه اغذيهء حريفه خورده شود و خلط لزج حريف از آن متولد گردد و قدرى از آن به سوى اصول دندان آيد و باشد كه در جرم وى نيز درآيد . و اين ماده اگر در بدن عام باشد ؛ جرب در بدن ظهور مىنمايد . و علامت وى ، آن است كه در دندان و در بيخ وى چيزى خارش‌مانند محسوس شود و بدان سبب بيمار لمحه‌يى باز نتواند ماند از برهم سائيدن دندان يا خائيدن اشيا . علاج : بهر تنقيهء بدن و دماغ ، مطبوخ افتيمون و حب اياره خورند . و از اغذيهء رديّه و حريفه و مره و مالحه بپرهيزند . و براى تقطيع اخلاط ، به سكنجبين عنصلى يا به سركه كه اصول حماض در وى پخته باشند مضمضه كنند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Itch ; prurigo.