تمضمض به گلاب كه سماق در او حل كرده باشند ، به غايت مفيد است . و اگر ورم تسكين يابد و در لثه اثر محكمى و ورم بماند ، بايد كه روغن بادام يا گل در آب گرم آميزند و بدان مضمضه كنند و لثه را به روغن چرب سازند . و اگر ورم عظيم بود و به تدبيرهاى مذكوره تحليل نيايد ، آن را به « مبضع » بشكافند ، پس معالجهء جراحت نمايند .
دوم : آنكه صفراوى بود . و علامت وى ، قلت ورم است و شدت وجع و حرقت و به چيزهاى سرد انتفاع يافتن . و از خاصهء اين آماس است كه چون انگشت بر وى نهند ، خون از آن جايگاه [ به ] يكسو گردد و پس از بازداشتن دست ، باز عايد شود .
علاج : به مطبوخ هليله ، استفراغ صفرا نمايد . و اگر واجب آيد ، رگ زنند و چون چنين باشد ، فصد بر اسهال مقدم دارند . و بايد كه بر عمور شرط زنند تا خون برون آيد . و بعد از تنقيهء بدن و پاك شدن عضو ، آس و بيخ عنب الثعلب در سركه بجوشانند و بدان مضمضه كنند تا لثه را سخت كند و ماده را انصباب بازدارد ؛ ليكن قبل از تنقيه ، تمضمض به چيزهاى مذكوره جايز نيست ؛ بهر آنكه كثيف مىسازد عضو را و منع تحليل مىنمايد .
سوّم : آنكه بلغمى بود . و علامت وى ، سپيدى آماس است و سردى ملمس .
علاج : نخستين ، جهت تليين و تقطيع ماده ، به عسل و زيت مضمضه كنند ، پس بهر تحليل ، به طبيخ بابونه و اكليل و مرزنجوش و حلبه و تخم كتان تمضمض نمايند . و اگر سبب قوى باشد ، در تنقيهء فضول بلغمى توجه فرمايند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٤٢٣