تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
علاج : مقدار مناسب از وى بردارند به آلتى كه مخصوص به اين كار باشد . و به مبرد يعنى سوهان صاف سازند تا با دندان‌هاى ديگر برابر آيد و در قطع و بتر ، احتياط كنند كه انزعاج [ يعنى كنده شدن ] و كجى در وى راه نيابد . و بايد دانست كه علاج اين ازدياد ، بهر آن گفته‌اند كه مضغ اشيا مع ازدياد به حصول نمىرسد چنان‌چه بايد ؛ خاصه اگر طول بيشتر باشد ؛ زيرا كه دندان‌هاى ديگر را از رسيدن به هم‌ديگر بازمىدارد . دوم : آنكه در بيخ دندان آماس پديد آيد و بدان سبب طول در دندان ظهور نمايد به غير انقلاع . علاج : فصد كنند اگر واجب باشد . و مسهل خورند . و در ابتدا ، بهر ردع به عصارات قابضه چون آب عنب الثعلب و آب گل سرخ تر مضمضه نمايند . و در انتها ، به محلّلات مناسبه رجوع فرمايند . سيّم : آنكه آماس در بيخ دندان افتد و آن را از جايى كه در آن مركوز است ، منقلع و جدا سازد . و بدان سبب دندان در طول زياده نمايد . علاج : اگر عصبى كه آن را محكم مىدارد جدا نشده باشد و تعلق در وى باقى بود ، بايد كه آن را به دست بازپس كنند تا به محلّ خود بنشيند ، پس مصطكى باريك سائيده بپاشند تا آن را برجا دارد . و اگر به سلسله و ترتيب بندند ، بهتر باشد تا هنگام حصول استحكام تمام ، شبّ و شاخ گوزن سوخته پر همىكنند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 420 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى