[ 593 ]
فصل [ چهارم ] : در تأكّل و تفتّت و تثقّب اسنان
« 1 » اين مرض ، بر دو قسم است :
يكى ، آنكه رطوبت رديه در جرم دندان نافذ شود و متعفن گردد و مزاج و روح آن را فاسد سازد و بدان سبب تأكّل و تفتت در وى راه يابد . و علامتش ، آن است كه حجم دندان به حالت خود باشد و رنگ وى متغير شود به سبزى يا زردى يا سياهى .
علاج : تنقيهء دماغ كنند به ايارجات و حبوب . و بهر تقويت دندان تا مواد فاسده را قبول ننمايد ، چيزى كه قابض و مانع تأكّل بود بمالند ؛ چون حضض و ناردين و سعد و مازو و عاقرقرحا . و مضمضه نمايند به سركه كه در وى آس و گلنار و شبّ پخته باشند . و بايد كه در مواضعى كه خورده شده و پوسيده گشته و در سوراخها كه در دندان پديد آمده باشند ، سكّ و مصطكى و اندكى كافور باريك ساخته پر كنند ؛ « فإنّه يمنع زيادة التأكّل و الأذى عند المضغ و يسكن الألم » « 2 » . و بايد كه نخستين ، جوهر فاسد اجزاء دندان پاك كنند به مبرد تا به سوى آنچه مجاور وى است متعدى نشود و تأكّل ازدياد نگردد . و آنجا كه تاكل و سوراخ اندك بود ، به سوهان بتراشند تا هموار شود . و باقى آن را چند دفعه داغ نمايند و بعد از آن به روغن زيت و آب مرزنجوش بمالند تا ديگر خورده نشود .
دوم : آنكه رطوبت اصلى كه ماسك و لاذق اجزاء دندان است فانى شود به واسطه استيلاى يبوست بر وى ؛ پس ناچار دندان منشقّ و متفتت گردد . و اين قسم ، به مشايخ و ناقهين و كسانى كه گرسنگى پىدرپى كشيده باشند يا تحليل قوىّ به وجهى در ابدان [ آنها ] راه يافته باشد عارض شود . و علامتش ، خشكى و لاغرى دندان است و وجود يا تقدم سبب . و تدارك اين قسم ، متعسر است .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Dental caries.
( 2 ) . ترجمه : « اين دارو ، پيشرفت پوسيدگى و درد دندان هنگام جويدن غذا و غير آن هنگام را رفع مىكند » . م .