[ 528 ]
فصل [ يازدهم ] : در تدبير برآوردن چيزى كه به بينى اندر آيد و بماند
بايد كه داروهايى عطسهآور چون كندش و خربق سپيد و پلپل و جندبيدستر و خردل كوفته بيخته و بر پر مرغ برگيرند و به بينى اندر كنند يا به انبوبه بدمند و سوراخ دويم را كه خالى است بگيرند و از سوى دهان نفس فروكشند تا چون عطسه آيد ، به قوّت عطسه آن چيز بيرون افتد . و عاقرقرحا و سداب دشتى و صبر نيز عطسه آرد .
پوشيده نيست كه در بعضى جا احتياج به عطسه آوردن مىشود امّا [ چون اين معطّسات همگى گرمند ، لذا ] مردم محرور را از اين اشياء حاره احتراز اولى است .
فايده : بيان نزله و زكام هرچند مناسب اين مقام بود ، امّا به تبعيت « صاحب اسباب » ، در امراض سر گفته شد فى اواخر الفصول بعد ذكر الاختلاج و الفيجدج .