تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
[ 527 ]

فصل [ دهم ] : در حكة الانف

« 1 » بايد دانست كه خارش بينى بر دو قسم است : يكى ، آنكه هنگام استنشاق هواء سرد ، حرقت لذّاعه دريابد آدمى در بينى و دماغ و اشك برون آيد . و سبب برآمدن اشك آن است كه از الم حرقت ، دماغ گرم مىشود و رطوبات رقيق شده مندفع مىگردند . امّا حدوث حكّه به استنشاق هوا بارد آنگاه است كه اخلاط حريفه در بطون دماغ مجتمع شود و بخارات حادّهء لذّاع از وى جدا شده از راه بينى برون همىآيد ، پس هرگاه هواى سرد مستنشق شود ، به واسطهء سردى هوا كه واجب مىكند احتقاق ، بخارات در بينى محتبس مانند و پيدا مىكنند حرقت شديد . و گاه باشد كه ماده در دماغ نبود ، بلكه در محلّ ديگرى باشد و از آنجا بخارات متصاعد شود و به نهجى [ يعنى به‌گونه‌اى ] كه گفته شد احداث حكّه نمايد . علاج : تعديل مزاج دماغ و بدن كنند به ماكول و مشروب و مستفرغ نمايند آن خلط را به منقّيات مناسبه . و پس از تنقيه ، از صندل و گلاب و روغن گل لخلخه سازند و ببويند . و آنجا كه بخار از بدن متصاعد شود ، اطريفل گشنيزى سودمندترين اشيا است . دوم ، آنكه خارش و حرقت بينى موقوف بر استنشاق هوايى بارد نباشد . و سبب اين قسم ، يا نزله و زكام حادّ است ، يا بثور ، يا مقدمهء رعاف ، يا مقدمهء جدرى . [ علاج ] : زوالش بر ازالهء سبب موقوف است به‌حسب وى تدارك كنند . امّا آنجا كه مقدمه رعاف بود و حمرت در وجه و در پيش چشم همچون جهيدن برق محسوس شود ، رگ قيفال زنند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Pruritis nasi.
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 366 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى