تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
[ 498 ]

فصل [ هشتم ] : در جراحت و شقاق گوش

اين زحمت را قلاع الاذن گويند . و مرض مذكور ، اطفال را بيشتر افتد ؛ جهت سستى جلد ايشان . علاج : ميان دو شانه و بيخ گوش حجامت كنند . و بهر تسكين حدّت ماده ، آن موضع را [ با ] شير عورت بشويند تا مدّه و زرداب كه از لوازم اين شقاق و ساير قروح است پاك شود ، بعد از آن ، مردار سنگ و قنبيل [ را ] نرم كرده بپاشند . [ 499 ]

فصل [ نهم ] : در افتادن چيزها در گوش

همهء آنچه در گوش افتد ، طريق استخراجش همان است كه در وجع الاذن بهر استخراج آب ضبط يافته . امّا اگر سيماب در گوش افتد ، اكثر است كه چون سر بدان جانب كج دارند ، به سبب گرانى [ سيماب ] ، خود سيماب همان ساعت برون آيد . و باشد كه قدرى از آن سيماب در صماخ و اصل شود و محتبس ماند و بدان سبب اعراض ردّيه چون تشنّج و اخلاط عقل و ثقل عظيم در آن گوش پديد آيد . و باشد كه به صرع و سكته انجامد . علاج : بهر توسيع مجرى ، روغن نيم‌گرم در گوش چكانند و سر بدان جانب گردانيده و [ با ] كندش و جندبيدستر و مانند آن عطسه زنند . و چون آمدن گيرد ، بينى و دهن بگيرند تا قوت عطسه به باطن بازگردد و بدان سبب آنچه در گوش باشد برون افتد .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 344 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى