تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
عفنه . و باشد كه بخارات مذكور به سبب احتقان [ يعنى جمع شدن و تحليل نرفتن ] ، به كيفيت مالحهء بورقيه متكيف شود . و از آنكه دانه‌هاى اين جرب مشابه به صورت حصف [ كه نوعى بثور است ] مىباشد ، به حصفى مسمى است . و از شان وى است كه پوست [ آن مانند ] حصف رقيق از روى دانه‌ها مقشر شود . و چون ادمان پذيرد و در علاج مهلت رود ، دمعه پديد آيد و در مقله فساد متعدى شود و سبل لاحق گردد . و لهذا قال « ابن التلميذ » : « إنّ الجرب و السبل فى الأكثر يتلازمان » [ يعنى هرگاه جرب آيد ، سبل هم مىآيد ] . علاج : رگ قيفال زنند و به طبيخ افتيمون استفراغ كنند . و بر اغذيهء لطيفه اقتصار نمايند . و از آنكه اين نوع در سطح و بر غشا مىباشد و در غور پلك عمق ندارد ، بايد كه در اين قسم حك و خراشيدن روا ندارند البته ؛ لذا قال « صاحب الاسباب » : « فإن حكّ خرق الصّفاق و فسد الجفن » [ يعنى اگر آن را بخراشند ، صفاق را مىشكافد و پلك را فاسد مىكند ] . و ايضا در اين نوع قبل از آنكه تنقيه شود ، شيافات به غايت حادّ استعمال نمودن ممنوع است . و بعد از تنقيه نيز خالى از ضرر نيست ؛ كما قال « الشارح » فى هذا النوع : « و الشيافات لحدّتها تزيد فى الوجع و تكثر جلب المواد اليها فيحدث من ذلك رمد شديد أو قرحة و يصعب العلاج » « 1 » . پس صواب در آن است كه هرگاه استعمال شيافات حادّه اتفاق افتد ، عقب وى « برود بنفسجى » « 2 » نيز استعمال نمايند تا از حرارتى كه از دواى گرم عارض شده باشد تسكين يابد و مزاج چشم اعتدال پذيرد . و اين فايده [ را در ] اكثر جا [ ها ] به ياد بايد داشت . [ 433 ] فايده : عدم تعمق مادهء اين نوع در غور پلك ، جهت آن است كه حدوث وى از ابخرهء حاره است و ابخرهء مذكور در غور عضو نمىتواند ماند بالطبع ؛ به خلاف اخلاط غليظ . و
هامش
( 1 ) . ترجمه : « نفيس بن عوض مىگويد : شيافات به خاطر تيزى كه دارند ، درد را مىافزايند و مواد را بيشتر به سوى آن جلب مىكنند و براى همين موجب رمد شديد يا قرحه مىشوند و در نتيجه علاجش دشوار مىشود » . م . ( 2 ) . صفت برود بنفسجى : گل بنفشه ، گشنيز بريان كرده ، صمغ و كتيرا ، از هريك يك درم ؛ نشاسته ، سه درم ، جمله [ را كه ] پنج داروست كوفته و بيخته ، پنج نوبت در سركه بپروند ؛ يعنى در سركه بسرشند و در سايه خشك سازند ، همچنان پنج كرّت [ يعنى پنج بار اين كار را تكرار ] كنند و باز بسايند و در حرير بريزند و نگهدارند . و برود ، عبارت از آن است كه ادويهء چشم را در چيزى ذى مائيت بپرورند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 302 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى