تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
[ 432 ]

فصل [ چهل و سوم ] : در جرب الاجفان « 1 »

اين ، بر چهار قسم است : يكى ، آنكه در باطن پلك خشونت و درشتى قليل المقدار بمع [ يعنى همراه ] حمرت و خارش پديد آيد از مادهء شور و بدان سبب در چشم اشك همىآيد . و اين قسم ، معروف است به جرب منسبط و در اكثر حادث مىشود بعد [ از ] رمد گرم كه به علاج وى در استعمال مبردات افراط كرده باشند . علاج : رگ قيفال زنند و به نقوع هليلهء زرد و شكر طبع را نرم سازند و پس از تنقيهء بدن ، بهر تنقيهء نفس عضو ، كحل روشنائى و شياف احمر لين و اخضر لين در چشم كشند . اگر جرب مذكور غليظ و سخت بود و به تدبير مذكور زايل نشود ، علاج وى آن است كه : پس از تنقيه ، بر باطن پلك در جايگاه علت شرط زنند به مبضع و از آنكه ماده وى شديد التعمق نيست ، شرط عميق نبايد زد بر شرط خفيف اقتصار بايد ورزيد . و پس از شرط ، بايد كه آنجا را بخراشند به ميل تا خون بسيار رود و خشونت زايل شود و جرم پلك به رقت اصلى خود عايد گردد . و بعده [ يعنى پس از آن ] گلاب و اندكى سركه بدان جا رسانند تا الم را ساكن كند و از التصاق مانع آيد . و در اين‌چنين جرب ، استحمام دايمى به غايت مفيد است ؛ زيرا كه اعانت مىدهد بر تحليل خلط و مهيا مىكند عضو را بهر تنقيهء تام و قبول اثر دوا به سرعت . [ مخفى نماند كه ] تا كه استيصال به تليين و تنقيه و محلّلات خفيفهء لينه ميسّر آيد ، دست از شرط و خراشيدن بازداشتن لازم است . و عند الضّرور [ و ] ناچار ، امر به حك ، مخصوص بهر قسمى است كه مادهء وى بر سطح غشا محصور نباشد فقط ؛ بلكه عميق بود ؛ بخلاف آنكه مادهء وى غاير نبود ؛ و در غشا بود چنانچه در قسم دوم گفته مىآيد . دوم ، آنكه در باطن پلك دانه‌هاى خرد و سپيد نيز پديد آيد از بخارات اخلاط حادّهء
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Granulation of eyelids ; trachoma ; glandular conjunctivitis
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 301 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى