تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
[ 429 ]

فصل [ چهل و يكم ] : در انتشار الاهداب « 1 »

يعنى ريختن و ريزيدن مژه . و اين مرض را چهار سبب است : يكى ، آنكه چون غذا بدين جايگاه رسد ، از مخالطهء صفرا يا سودا حدّت و تيزى كسب كرده باشد . و چون چنين باشد ، ماده كه مژه از وى متكون مىشود معدوم مىگردد و مژه را بريزاند . و اين فساد ، مخصوص به همين موضع است ؛ زيراكه اگر در تمام بدن عام بودى ، موى تمام بدن [ را ] ساقط نمودى . و نزد فقير ، مىتواند كه ماده عام باشد امّا اثر وى به واسطهء سخافت جرم پلك كه سريع الانفعال است در جز آن متحقق نباشد . و علامتش ، علامات غلبهء احد الخلطين [ يعنى صفرا يا سودا ] است معه حرقت و حكّه . علاج : به‌حسب خلط استفراغ كنند و تبديل مزاج نمايد . و پس از آن به چيزهايى كه منبت اهداب بود تكحل فرمايند ؛ چون لاجورد و حجر ارمنى و خستهء خرما سوخته و دخان كندر و قشور صنوبر و سنبل . دوم ، آنكه جاذبهء پلك ضعيف شود و بدان سبب غذا از وى بازماند [ و ] به مثابهء درخت كه وى را آب نرسد و برگ وى بريزد ، مژه بريزد و بازنرويد تا كه تدارك سبب كرده نشود . و علامتش آن است كه عقب سرسام گرم و حميات حادّه افتد . علاج : تدبيرى كنند كه قوّت جاذبه برانگيزاند . و بهر ترطيب بدن : اغذيهء جيد الكليموس خورند و استحمام نمايند و از مستفرغات به كلّه دست بازدارند و مرطبات [ را ] مورد رغبت قرار دهند . پس چيزى كه اشك نيارد امّا همچنان موى را گرم كند و بر جذب غذا يارى دهد بكشند ؛ چون باسليقون و روشنايى « 2 » . سوّم ، آنكه رطوبت در اين موضع كثرت كند و منبت أهداب را مسترخى و سست
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Falling of the eye lashes( 2 ) . صفت كحل روشنائى : نحاس محرق و شادنه ، از هريك پنج درم ؛ فلفل ، دارفلفل ، زعفران و شحم حنظل ، از هريك نيم درم ؛ زنگار ، صبر و بورهء ارمنى ، از هريك يك درم ؛ اقليميا ، دو درم ، جمله [ را كه ] ده دارو است بكوبند و غبارمانند نمايند .