آب صادق البرورت رو بشويند . و اگر اشياء قابضه چون جلنار و برگ زيتون و برگ خشخاش در آب بجوشانند ، پس آن آب را سرد نموده روى بدان بشويند ، قبض بيشتر كند و نفع اسرعتر رساند .
سوّم ، آنكه علاقهء مقله و عضلات كه حافظ آن علايق است ، مسترخى شود . و علامتش آن است كه عظم در چشم نباشد ؛ زيرا كه از امتلا خالى است و در باطن تمدّد شديد نبود ؛ زيرا كه از منضغط داخلى كه معاون بر دفع باشد معرّاست ؛ ليكن بايد كه حدقه با قلق بود يعنى به حركات مضطربهء غير اختياريه متحرك شود ؛ زيرا كه اربطه كه مقله را از قلق و حركات مضطربه محفوظ مىدارد مسترخى گشته است .
علاج : بهر استفراغ رطوبات مرخيه ، ايارجات كبار دهند و غراغر و شمومات و بخورات كه در امراض سر گفته شد به كار برند . و پس از تنقيه ، خستهء تمر هندى سوخته ، و ورد و جلنار و كندر و سنبل بر چشم استعمال كنند تا به سبب قبض ، اجزاء مسترخيه را بربندد و استوار كند .
[ 417 ]
فصل [ سى و سوم ] : در بغض العين للشعاع
يعنى نگريستن بر شعاع خوش نيايد . و اين علت را دو سبب است :
يكى ، آنكه روح گرم شود و مشتعل گردد . پس ، از حرارت و روشنائى شعاع ، اشتعال و رقت وى بيفزايد و بدان سبب باصره از ديدن وى تنفر نمايد . و اين ، منذر است به قرانيطس . و علامتش آن است كه از آثار قسم دوم هيچ نباشد .
علاج : در ترطيب و تبريد كوشند و مهلت نكنند تا مؤدّى نگردد به آفت عظيم .
دوم ، آنكه در چشم عارضه حادث شود ، چون رمد و سبل غليظ ؛ يا در پلك آفتى واقع شود ، چون جرب ؛ پس به سبب اين عارضه ديدن شعاع خوش نيايد . و علامتش وجود سبب است .
علاج : ازالهء سبب آن [ كنند ] .